تبليغاتX
ارائه پروژه تخصصی مهندسی عمران

احسان بهشتي به ياري خداوند متعال دانشجوي ترم آخر كارشناسي ناپيوسته رشته مهندسي عمران به شماره دانشجويي ۸۳۶۲۰۲۴  كلاس روز چهارشنبه  ۸ تا ۹.۴۰

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 21:27  توسط احسان بهشتی  | 

بهتر است کمی به اطراف خودمان بنگریم امروزه خوشبختانه به هر طرفی که نگاه میکنیم ساختمانی به عنوان سرپناه عده ای از مردم در حال ساخته شدن است.به نظر شما چگونه میتوان فهمید مصالح مورد استفاده درساختمانی که در حال ساخته شدن است مرغوب میباشد؟یا تحمل نیروهای مختلف از قبیل زلزله و باد و...را دارد یا خیر؟آیا این مصالح میتواند بهینه باشد؟آیا میتواند در عین زیبایی استحکام سازه را فراهم کند؟اینجاست که به تخصص مهندسین عمران نیاز پیدا میکنیم.به نظر من تعریفی که از پروژه تخصصی میتوان داشت این است که با توجه به مطالب گفته شده در طول دوران تحصیل توسط اساتید و بکار بردن انواع و اقسام مختلف مصالح ساختمانی که جدیدا در امر ساخت و ساز بکار می آید و با نگاه به فناوری روز بتوان با استفاده از تخصص در این رشته یک پروژه را به خوبی و با کمترین هزینه وبهترین نوع عملیات ساخت و مصالح مرغوب به پایان رسانید.پروژه تخصصی را میتوان گزیده ای از فنون و تجاربی که در طول تحصیل بدست آورده ایم معرفی کرد که ماحصل آن ساختن یک سازه خوب و بهینه است.از طرف دیگر این درس را میتوان تحقیق و بازنگری در نوع مصالح قدیمی و جدید معرفی کرد که با توجه به تخصصمان بدانیم کدامیک از مصالح عملکرد بهتری میتواند داشته باشد و در مقابل نیروهای مختلف مقاومت بیشتری از خود نشان میدهد.ما دانشجویان رشته مهندسی عمران با گذراندن این درس همانطور که در بالا گفته شد با تکنیک های برتر و مصالحی که میتواند بیشترین عملکرد را داشته باشد آشنا میشویم و بر تخصصمان افزوده میشود.مهندسینی که برای مردم خانه ای را بنا میکنند در مقابل آنان مسئولند و آن بنا باید واقعا سرپناهی باشد تا بتوان در آن با آرامش خاطر زندگی کنند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:30  توسط احسان بهشتی  | 

در اينجا لازم ديدم تا چكيده اي از محتواي فصول پروژه ام را بصورت يكجا ارائه دهم تا خواننده گرامي بتواند جمع بندي و نتيجه گيري نمايد و ارتباطي منطقي درباره مطالب تئوري و اجرايي مربوط به ورق هاي F R P برقرار نمايد.

 خوردگي قطعات فولادي در سازه‌هاي مجاور آب و نيز خوردگي ميلگردهاي فولادي در سازه‌هاي بتن آرمه اي كه در معرض محيط‌هاي خورندة كلروري و كربناتي قرار دارند، يك مسالة بسيار اساسي تلقي مي‌شود. در محيط‌هاي دريايي و مرطوب وقتي كه يك سازة بتن‌آرمة معمولي به صورت دراز مدت در معرض عناصر خورنده نظير نمك‌ها، اسيد‌ها و كلرورها قرار گيرد، ميلگردها به دليل آسيب ديدگي و خوردگي، قسمتي از ظرفيت خود را از دست خواهند داد. به علاوه فولادهاي زنگ زده بر پوستة بيروني بتن فشار مي‌آورد كه به خرد شدن و ريختن آن منتهي مي‌شود. تعمير و جايگزيني اجزاء فولادي آسيب ديده و نيز سازة بتن آرمه‌اي كه به دليل خوردگي ميلگردها آسيب ديده است، ميليون‌ها دلار خسارت در سراسر دنيا به بار آورده است. به همين دليل سعي شده كه تدابير ويژه‌اي جهت جلوگيري از خوردگي اجزاء فولادي و ميلگرد‌هاي فولادي در بتن اتخاذ گردد كه از جمله مي‌توان به حفاظت كاتديك اشاره نمود. با اين وجود براي حذف كامل اين مساله، توجه ويژه اي به جانشيني كامل اجزاء و ميلگردهاي فولادي با يك مادة جديد مقاوم در مقابل خوردگي معطوف گرديده است.  از آن‌جا  كه  كامپوزيت‌هاي FRP (Fiber Reinforced Polymers/Plastics) بشدت در مقابل محيط‌هاي قليايي و نمكي مقاوم هستند كه در دو دهة اخير موضوع تحقيقات گسترده‌اي جهت جايگزيني كامل با قطعات و ميلگردهاي فولادي بوده‌اند. چنين جايگزيني بخصوص در محيط‌هاي خورنده نظير محيط‌هاي دريايي و ساحلي بسيار مناسب به نظر مي‌رسد. در اين مقاله مروري بر خواص، مزايا و معايب مصالح كامپوزيتي FRP  صورت گرفته و قابليبت كاربرد آنها به عنوان جانشين كامل فولاد در سازه‌هاي مجاور آب و بخصوص در سازة بتن آرمه، به جهت حصول يك سازة كاملاً مقاوم در مقابل خوردگي، مورد بحث قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:27  توسط احسان بهشتی  | 

 

مواد مرکب FRP، دامنة وسيعي از کاربردها را براي مقاوم ‌سازي سازه‌هاي بتن‌آرمه در مواردي که تکنيک‌هاي مرسوم مقاوم‌ سازي ممکن است مسئله‌ ساز باشند، به ‌خود اختصاص داده‌اند. براي نمونه، يکي از معمول‌ترين تکنيک‌ها براي بهسازي اجزاء بتن آرمه، استفاده از ورق‌هاي فولادي است که از بيرون به اين اجزاء چسبانده مي‌شود. اين روش، روشي ساده، مقرون به صرفه و کارا است؛ اما از جهات زير مسئله‌ ساز است: 1- زوال چسبندگي بين فولاد و بتن که از خوردگي فولاد ناشي مي‌شود.
2- مشکلات ساخت صفحات فولادي سنگين در کارگاه ساختمان. 3- نياز به نصب داربست.
4- محدوديت طول در انتقال صفحات فولادي به کارگاه ساخت (در مورد مقاوم ‌سازي خمشي
اجزاء بلند).

نوارها يا صفحات مي‌توانند جايگزيني براي صفحات فولادي باشند. مواد FRP  برخلاف فولاد، تحت تأثير زوال الکتروشيميايي قرار نمي‌گيرند و مي‌توانند درمقابل خوردگي اسيدها، بازها و نمک‌ها و مواد مهاجم مشابه در دامنة وسيعي از دما مقاومت کنند. در نتيجه نياز به سيستم‌هاي حفاظت از خوردگي نمي‌باشد وآماده‌کردن سطوح اعضاء قبل از چسباندن صفحات FRP و نگهداري از آن‌ها بعد از نصب، از صفحات فولادي آسان‌تر است.

علاوه بر اين، الياف مسلح‌کننده در FRP مي‌توانند در موضع معين و در نسبت حجمي و جهت خاصي درون ماتريس قرارگيرند تا بيش‌ترين کارايي به‌دست آيد. مواد حاصله تنها با درصدي از وزن فولاد، مقاومت و سختي بالايي در جهت الياف دارند. آن‌ها همچنين حمل و نقل آسان‌تري داشته، نيازمند داربست کمتري براي نصب مي‌باشند، و مي‌توانند براي مکان‌هايي که داراي دسترسي محدود هستند، مورد استفاده قرار گيرند؛ و پس از نصب، بار اضافي قابل‌توجهي را به سازه تحميل نمي‌کنند.

FRP محصولی برای تقویت سازه ها است که با چسباندن لایه ای از منسوج الیاف کربن و شیشه یا آرامید بوسیله رزین اپوکسی به روی سطح عضوی از سازه انجام میگیرد.این لایه بصورت عضو تقویتی عمل میکند.این فرایند بر پایه قرار دادن (الیاف توام با ملاط چسبنده رزین) با مقاومت کششی بسیار بالا که بر اساس محاسبات فنی به قسمت تحت کشش عضو مورد نظر سازه چسبانده میشود استوار است.با این کار عملکرد وکارایی عضو و در نتیجه مقاومت سازه افزایش می یابد.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:27  توسط احسان بهشتی  | 

استفاده از كامپوزيت FRP ، به عنوان يك گزينه عملي نسبت به روش‌ها و فنون مقاوم سازي مرسوم و متداول در سازه‌ هاي بتني به طور روزافزون در حال توسعه مي‌ باشد . گستره اين نوع مقاوم سازي براي تقويت عملكرد اجزاء سازه شامل تير ، دال ، ساستفاده از كامپوزيت FRP ، به عنوان يك گزينه عملي نسبت به روش‌ها و فنون مقاوم سازي مرسوم و متداول در سازه‌ هاي بتني به طور روزافزون در حال توسعه مي‌ باشد . گستره اين نوع مقاوم سازي براي تقويت عملكرد اجزاء سازه شامل تير ، دال ، ستون ، ديوار برشي و اتصال مي‌گردد .تون ، ديوار برشي و اتصال مي‌گردد .

حرکت استمراری علم در عرصه مهندسی سازه ـ زلزله موجب گردیده است تا نوسازی و بهسازی در سالهای در اخیر از روشهای نوین و مصالحی جدید بهره گیرد که در پیشینه طولانی ساخت و ساز سابقه نداشته است در میان این نوآوری ها FRP (مواد کامپوزیت پلیمری تقویت شده با الیاف) از جایگاه ویژه برخوردار می باشد تا آنجا که به نظر برخی از متخصصان FRP را باید مصالح ساختمانی هزاره سوم نامید. کامپوزیت FRP که ابتدا در صنایع هوا و فضا بکار برده شد با داشتن ویژگی های ممتاز چون نسبت بالای مقاومت به وزن، دوام در برابر خوردگی، سرعت و سهولت در حمل و نصب، دریچه ای نو پیش روی مهندسین عمران گشوده است به گونه ای که امروز سازه های متعددی در سرتاسر دنیا با استفاده از این مواد تقویت شدند استفاده از مصالح کامپوزیت به طور قابل توجهی در صنعت ساختمان یک بازار تکان دهنده و با سرعت در حال توسعه می باشد. اولین تحقیقات انجام شده در این زمینه از اوایل دهه 1980 آغاز شده است، زلزله 1990 کالیفرنیا و 1995 کوبه ژاپن نیز از جمله عوامل موثرتری برای بررسی کاربرد کامپوزیت پلیمری تقویت شده با الیافFRP جهت تقویت و مقاوم سازی سازه های بتنی و بنایی در مناطق زلزله خیز گردید.
کاربرد کامپوزیت FRP در مقاوم سازی سازه های بتن مسلح
امروزه نگهداری از سازه ها به دلیل هزینه ساخت و تعمیر بسیار حائز اهمیت می باشد با مطالعه رفتار سازه های بتنی مشخص می شود عوامل متعددی مانند: اشتباهات طراحی و محاسبه، عدم اجرای مناسب تغییر کاربری سازه ها، آسیب دیدگی ناشی از وارد شدن بارهای تصادفی، خوردگی بتن و فولاد و شرایط محیطی از دوام آنها می کاهد ضمناً تغییر آیین نامه های ساختمانی (باعث تغییر در بارگذاری و ضرایب اطمینان می شود) نیز سبب ارزیابی و بازنگری مجدد طرح و سازه می گردد تا در صورت لزوم بهسازی و تقویت شود. سیستمهای الیاف مسلح شده پلیمری FRP برای تقویت سازه های بتنی پدیدار شده و به عنوان یک جانشین برای روش های سنتی از قبیل چسباندن صفحات فولادی، افزایش سطح مقطع با بتن ریزی مجدد و پیش تنیدگی خارجی می باشد.
با توجه به معایب این روشها مانند بازدهی کم و یا نیاز به امکانات و فن آوری خاص امروزه روش های مقاوم سازی با استفاده از کامپوزیت توسعه روز افزون دارد. محدودیت استفاده و کاربرد کامپوزیت در مهندسی ساختمان به قیمت بالای آنها برمی گردد البته هزینه و قیمت آنها به تدریج رو به کاهش می باشد به این ترتیب استفاده از آنها بیشتر و بیشتر خواهد شد. استفاده از FRP در زمینه مقاوم سازی، هر چند که هزینه بالایی در بردارد، اما با توجه به هزینه اجرای کم و نیز سایر مزایای FRP ، در کل به صرفه ترین و موثر ترین راه مقاوم سازی سازه های بتنی امروزه به شمار می رود.
در این حین، جهت استفاده صحیح و مناسب از این ماده و طراحی مقاوم سازی سازه های بتنی، آیین نامه ها، راهنماها و گزارشهایی در سراسر جهان منتشر گردید با توجه به شروع رشد و استفاده از مواد FRP ، در ایران تدوین راهنمایی برای طراحی مقاوم سازی به کمک این مواد، بسیار ضروری است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:26  توسط احسان بهشتی  | 

خواص کامپوزیت های FRP
بر طبق گزارش اداره فدرال بزرگراه های آمریکا هنگام بررسی پلها از نظر سازه ای به دلیل پوشش کم بتن ، طراحی ضیعف ، عدم مهارت کافی هنگام اجرا و سایر عوامل همانند شرایط آب و هوایی سبب ایجاد ترک در بتن و خوردگی آرماتور های فولادی شده است.
پس از سالها مطالعه بر روی خوردگی ، FRP به عنوان یک جایگزین خوب آرماتور های فولادی در بتن پیشنهاد شده اند.
لذا به دلیل مزایای بالا به عنوان یک جایگزین مناسب برای آرماتورهای فولادی در سازه های دریایی ، سازه پارکینگ ها ، عرشه های پل ها، ساخت بزرگراه هایی که بطور زیادی تحت تاثیر عوامل محیطی هستند و در نهایت سازه هایی که در برابر خوردگی و میدانهای مغناطیسی حساسیت زیادی دارند پیشنهاد می کند.

زمانی که یک پل ساخته میشود اگر تحقیق و بررسی در آن به عمل آید بنظر میرسد که بدلیل پوشش کم بتن،مهارت نداشتن در زمان اجرا و طراحی ضعیف و شرایط آب و هوایی موجب بوجود آمدن ترک در بتن و خوردگی آرماتورها شده است.

در اینجا FRP بعنوان یک جایگزین خوب آرماتورهای فولادی در بتن مورد استفاده قرار میگیرد.از انواع تجاری این نوع میلگردها میتوان از (CFRP)و(AFRP)و(GFRP) یاد کرد که در ساختمان سازی کاربرد دارند.از اینگونه مواد بجای آرماتورهای فولادی پیش تنیده در سازه های بتنی پیش تنیده و یا غیر پیش تنیده استفاده میشود.FRP غیر فلزی و مقاوم در برابر خوردگی است و خواص مهم همچون مقاومت کششی زیاد آنها را برای استفاده بعنوان آرماتور میسر میکند.از آنجا که FRP ها مصالح ناهمسانگرد هستند نوع و مقدار فیبر و رزین مورد استفاده،سازگاری فیبر و کنترل کیفیت لازم هنگام ساخت آن نقش اصلی را در بهبود خواص مکانیکی آن دارد.

مزایای بالا FRP را بعنوان یک جایگزین مناسب برای آرماتورهای فولادی در سازه های دریایی،عرشه های پلها،ساخت بزرگراههایی که بطور زیادی تحت تاثیر عوامل محیطی هستند و در نهایت سازه هایی که در برابر خوردگی و میدان مغناطیسی حساسیت زیادی دارند پیشنهاد میشود. 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:25  توسط احسان بهشتی  | 

نحوه تعیین قیمت آن بنا به مقدار مصرف مواد اولیه در هر کدام از این کامپوزیت ها بر آورد میشود.به نسبت اسکژوالی که دارند قیمتها بالا و پایین میشوند.این مواد دارای عمر بسیار بالایی هستند بعنوان مثال لوله های FRP که در پتروشیمی ها برای انتقال مواد اسیدی همچنین موادی چون اتان بکار می رود تا صد سال ضمانت اجرایی دارند این مواد دارای دوام بسیار عالی ولی به علت تردی در برابر ضربه بسیار ضعیف هستند.

در حال حاضر شرکت فراسان فقط سفارشات را میپذیرد و این بدلیل نرم بازار در ایران است سفارشاتی از قبیل لوله - عایق ساختمان و ....

این شرکت با توجه به شرایط خود قیمت میدهد.قیمتها بسته به خواسته شرکت مورد نظر دارد با توجه به طول-قطر-عرض-نوع-جنس و....میباشد.

یک نرم معمول و استانداردی که میتوان ارائه داد با دانسیته 2000KG/M3 حدودا کیلویی 2500 تومان است ولی این قیمت اصلی نیست ممکن است با کیفیت بالاتر قیمت بالاتر باشد و بلعکس.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:24  توسط احسان بهشتی  | 

اصول نصب FRP بدین صورت است که تمام عملیات تقویت توسط چسب لازم است نسبت به آماده سازی سطوحی که باید توسط FRP پوشانده شوداقدام شود.این کار توسط SAND BLASTING انجام میشود.بعد از آن یک لایه رزین بطور یکنواخت روی ناحیه ای که باید تقویت شود پخش میشود.الیاف به اندازه مورد استفاده بریده شده و بصورت سرد و بدون فشار روی لایه رزین قراق داده میشود.پس از آن یک لایه رزین دیگر روی لایه الیاف پخش میشود و بعد از آن در صورت لزوم یک لایه دیگر الیاف گذاشته میشود.

قوائد محاسبات توسط ACI440 گردآوری شده و در مشخصات FRP درج گردیده است.این قوائد با قوائد بتن آمریکا منطبق میباشد و با آین نامه سایر کشورها نیز هماهنگی دارد و نیز این قوائد مورد تایید NIST - ASTM - UBC و در اروپا FIB و در آمریکا JSCE و در کانادا ISIS قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:23  توسط احسان بهشتی  | 

خوردگي اعضاء سازه‌اي بتني كه به صورت متداول با ميلگردهاي فولادي مسلح شده باشند، در محيط‌هاي خشن و خورنده يك معضل جدي محسوب مي‌شود. اين مساله براي اعضاء بتني سازه‌اي در مجاورت آب و به خصوص در محيط‌هاي دريايي و ساحلي كه در معرض عوامل نمكي و قليايي، آب در تماس با خاك، هوا و آب‌هاي زيرزميني قرار دارند، بسيار جدي‌تر خواهد بود. اين مساله هر ساله ميليون‌ها دلار خسارت ر سراسر دنيا به بار مي‌آورد. اگر چه تا كنون روش‌هاي مختلفي نظير حفاظت كاتديديك و يا پوشش قطعات فولادي و ميلگردها با اپوكسي جهت فائق آمدن بر اين مشكل به كار گرفته شده است، به نظر مي‌رسد كه جانشيني كامل قطعات فولادي و ميلگردهاي فولادي با يك مادة  مقاوم در مقابل خوردگي، يك راه حل بسيار اساسي و بديع، در حذف كامل خوردگي اجزاء فولادي به شمار آيد.

محصولات كامپوزيتي FRP  با مقاومت بسيار عالي، در مقابل خوردگي در محيط‌هاي خشن و خورنده، توجه

بسياري از محققين و مهندسين در سراسر دنيا را به عنوان يك جانشين مناسب قطعات فولادي و ميلگردهاي فولادي در سازه‌هاي مجاور آب به خود جلب نموده است. اگر چه مزيت اصلي محصولات FRP مقاومت آنها در مقابل خوردگي است، خواص ديگري از آنها، نظير مقاومت كششي بالا، مدول الاستيسيتة قابل قبول، وزن كم، مقاومت خوب در مقابل خستگي و خزش، خاصيت عايق بودن و چسبندگي خوب با بتن و نيز دوام بسيار خوب از اهميت بالايي برخوردار بوده و بر جاذبة آنها افزوده است. با اين وجود بعضي از اشكالات و معايب اين ماده نظير مشكلات مربوط به خم كردن ميله‌هاي FRP در محل آرماتوربندي، تفاوت خواص حرارتي آنها با بتن و نيز رفتار الاستيك خطي آنها تا لحظة شكست را نبايد از نظر دور داشت. در مجموع، توجه بيشتر به كاربرد محصولات كامپوزيتي FRP در سازه‌هاي بتني كه در محيط‌هاي خشن و خورنده ساخته مي‌شوند، نظير سازه‌هاي آبي، ساحلي و دريايي، مشخصاً از آسيب‌هاي زودرس و ناخواسته و شكست سازه‌هاي بتني مسلح در اثر خوردگي ميلگردها جلوگيري خواهد نمود.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 18:22  توسط احسان بهشتی  | 

1-عدم هدایت الکتریکی و حرارتی

2-عدم تاثیر در میدان های مغناطیسی و فرکانس های رادیویی

3-یک چهارم وزن آرماتورهای فولادی

4-مقاومت کششی بیش از فولاد

5-سبکی و بالا بودن نسبت مقاومت به وزن

6-ظرفیت جذب ارتعاشات

7-بالا بودن دوام و پایداری

8-مقاوم در مقابل ضربه و رطوبت

9-مقاومت در مقابل حریق و اسیدها و بازها

10-بالا بودن مقاومت در مقابل نیروهای خمشی و برشی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:30  توسط احسان بهشتی  | 

مواد اولیه FRP در ابتدا از کشور آلمان و هم اکنون از کشور چین وارد میشود .این مواد در شرکت هایی همچون فراسان به پایپ های FRP - ورق های FRP و میلگردهای FRP تبدیل میشود.کامپوزیت FRP تشکیل شده از الیاف بسیار مقاوم میباشد.الیاف کامپوزیت عضو اصلی باربر هستند و مقاومت و سختی زیادی در کشش دارند.ماتریس پلیمری الیاف را در محل مطلوب نگه داشته و از صدمات محیطی در اثر بالا رفتن دما و رطوبت حفظ میکند.استفاده روزافزون FRP نشان دهنده برتری محسوس این محصول نسبت به سایر فلزات میباشد.نگهداری از سازه بدلیل هزینه ساخت و تعمیر بسیار مهم است.عوامل زیادی مانند اشتباه در طراحی و محاسبه-اجرای نامناسب-تغییر کاربری سازه و خوردگی بتن و فولاد از دوام آنها میکاهد.FRP اصولا برای سازه های بتنی مورد استفاده قرار میگیرد.بطور کلی تقویت FRP برای همه سازه ها قابل کاربرد است.در حال حاضر شرکت فراسان واحد نمونه کشوری در سال ۱۳۸۵ است و از ریلست محترم جمهوری لوح تقدیر دریافت نموده است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:26  توسط احسان بهشتی  | 

آشنايي با كامپوزيتها

در كاربردهاي مهندسي، اغلب به تلفيق خواص مواد نياز است. به عنوان مثال در صنايع هوافضا، كاربردهاي زير آبي، حمل و نقل و امثال آنها، امكان استفاده از يك نوع ماده كه همه خواص مورد نظر را فراهم نمايد، وجود ندارد. به عنوان مثال در صنايع هوافضا به موادي نياز است كه ضمن داشتن استحكام بالا، سبك باشند، مقاومت سايشي و UV خوبي داشته باشند و ....

از آنجا كه نمي توان ماده‌اي يافت كه همه خواص مورد نظر را دارا باشد، بايد به دنبال چاره‌اي ديگر بود. كليد اين مشكل، استفاده از كامپوزيتهاست.

كامپوزيتها موادي چند جزئي هستند كه خواص آنها در مجموع از هركدام از اجزاء بهتر است.ضمن آنكه اجزاي مختلف، كارايي يكديگر را بهبود مي‌بخشند. اگرچه كامپوزيتهاي طبيعي، فلزي و سراميكي نيز در اين بحث مي‌گنجند، ولي در اينجا ما تنها به كامپوزيتهاي پليمري مي‌پردازيم.

در كامپوزيتهاي پليمري حداقل دو جزء مشاهده مي‌شود:

  1. فاز تقويت كننده كه درون ماتريس پخش شده است.

  2. فاز ماتريس كه فاز ديگر را در بر مي‌گيرد و يك پليمر گرماسخت يا گرمانرم مي‌باشد كه گاهي قبل از سخت شدن آنرا رزين مي‌نامند.

تقسيم بندي‌هاي مختلفي در مورد كامپوزيتها انجام گرفته است كه در اينجا يكي از آنها را آورده‌ايم:

خواص كامپوزيتها به عوامل مختلفي از قبيل نوع مواد تشكيل دهنده و تركيب درصد آنها، شكل و آرايش تقويت كننده و اتصال دو جزء به يكديگر بستگي دارد.

از نظر فني، كامپوزيتهاي ليفي، مهمترين نوع كامپوزيتها مي باشند كه خود به دو دستة الياف كوتاه و بلند تقسيم مي‌شوند. الياف مي‌بايست استحكام كششي بسيار بالايي داشته، خواص ليف آن (در قطر كم) از خواص توده ماده بالاتر باشد. در واقع قسمت اعظم نيرو توسط الياف تحمل مي‌شود و ماتريس پليمري در واقع ضمن حفاظت الياف از صدمات فيزيكي و شيميايي، كار انتقال نيرو به الياف را انجام مي‌دهد. ضمناَ ماتريس الياف را به مانند يك چسب كنار هم نگه مي‌دارد و البته گسترش ترك را محدود مي‌كند. مدول ماتريس پليمري بايد از الياف پايينتر باشد و اتصال قوي بين الياف و ماتريس بوجود بياورد. خواص كامپوزيت بستگي زيادي به خواص الياف و پليمر و نيز جهت و طول الياف و كيفيت اتصال رزين و الياف دارد. اگر الياف از يك حدي كه طول بحراني ناميده مي‌شود، كوتاهتر باشند، نمي‌توانند حداكثر نقش تقويت كنندگي خود را ايفا نمايند.

 اليافي كه در صنعت كامپوزيت استفاده مي‌شوند به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
 الف)الياف مصنوعي ب)الياف طبيعي

كارايي كامپوزيتهاي پليمري مهندسي توسط خواص اجزاء آنها تعيين ميشود. اغلب آنها داراي الياف با مدول بالا هستند كه در ماتريسهاي پليمري قرار داده شدهاند و فصل مشترك خوبي نيز بين اين دو جزء وجود دارد.
ماتريس پليمري دومين جزء عمده كامپوزيتهاي پليمري است. اين بخش عملكردهاي بسيار مهمي در كامپوزيت دارد. اول اينكه به عنوان يك بايندر يا چسب الياف تقويت كننده را نگه ميدارد. دوم، ماتريس تحت بار اعمالي تغيير شكل ميدهد و تنش را به الياف محكم و سفت منتقل ميكند.
سوم، رفتار پلاستيك ماتريس پليمري، انرژي را جذب كرده، موجب كاهش تمركز تنش ميشود كه در نتيجه، رفتار چقرمگي در شكست را بهبود ميبخشد.
تقويت كنندهها معمولا شكننده هستند و رفتار پلاستيك ماتريس ميتواند موجب تغيير مسير تركهاي موازي با الياف شود و موجب جلوگيري از شكست الياف واقع در يك صفحه شود.
بحث در مورد مصاديق ماتريسهاي پليمري مورد استفاده دركامپوزيتها به معناي بحث در مورد تمام پلاستيكهاي تجاري موجود ميباشد. در تئوري تمام گرماسختها و گرمانرمها ميتوانند به عنوان ماتريس پليمري استفاده شوند. در عمل، گروههاي مشخصي از پليمرها به لحاظ فني و اقتصادي داراي اهميت هستند.
در ميان پليمرهاي گرماسخت پلياستر غير اشباع، وينيل استر، فنل فرمآلدهيد(فنوليك) اپوكسي و رزينهاي پلي ايميد بيشترين كاربرد را دارند. در مورد گرمانرمها، اگرچه گرمانرمهاي متعددي استفاده ميشوند، PEEK ، پلي پروپيلن و نايلون بيشترين زمينه و اهميت را دارا هستند. همچنين به دليل اهميت زيست محيطي، دراين بخش به رزينهاي داراي منشا طبيعي و تجديدپذير نيز، پرداخته شده است.

از الياف متداول در كامپوزيتها مي‌توان به شيشه، كربن و آراميد اشاره نمود. در ميان رزينها نيز، پلي استر، وينيل استر، اپوكسي و فنوليك از اهميت بيشتري برخوردار هستند. در بخشهاي بعدي، رزينها و الياف و روشهاي شكل دهي كامپوزيتها را مورد بحث قرار داده‌ايم.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:17  توسط احسان بهشتی  | 

الياف شيشه

الياف شيشه مشهورترين تقويت كننده مورد استفاده در صنعت كامپوزيت مي‌باشد و انواع مختلفي از آن
 بصورت تجاري وجود دارند كه برخي از آنها عبارتند از:

 E، S،C،ECR،AR. تركيبات شيميايي اين الياف با هم متفاوت است و هر كدام براي كاربرد خاصي مناسب است.
تقريباَ 90 درصد الياف مورد استفاده در كامپوزيتهاي مهندسي الياف شيشه مي‌باشد. الياف شيشه استحكام و سختي مناسبي دارد، خواص مكانيكي خود را در دماهاي بالا حفظ مي‌كند، مقاومت رطوبت و خوردگي مناسبي دارد و نسبتاَ ارزان است . تقسيم بندي شش نوع الياف شيشه و تركيب درصدهاي آن در زير نشان داده شده است:

glass- Eمصارف عمومي
glass- Rخواص مكانيكي بالاتر
glass-S خواص مكانيكي بالاتر
glass-c مقاومت شيميايي مناسب
glass-ECR مقاومت اسيد و باز خوب
glass-AR مقاومت اسيد و باز خوب
در جدول ذيل تركيب شيميايي انواع الياف شيشه مشاهده مي‌شود.

 E  R  S

C

 ECR  AR
 SiO2  54.2  60  64.4  64.6  58.4  61
 Al2O3

14.0

25

25

4.1

11

 0.5
 CaO  17.2

9

-

13.4

22

  5
 MgO

4.6

6

10.3

3.3

2.2

 0.05
 Na2O, K2O, Li2O

0.8

-

-

9.6

0.9

14

 B2O3

10.6

-

-

4.7

0.09

 -
 BaO

-

-

-

 0.9

-

-

 ZnO

-

-

-

-

 3

-

 ZrO2

-

-

-

-

-

 13
 TiO2

-

-

-

-

2.1

 5.5
 Fe2O3  0.4

-

-

-

0.26

0.5

 Specific gravity

2.56

2.58

2.49

2.45

2.6

2.74

 Refractive index  1.55

-

 1.52  1.52

-

 1.56
 Single fibre tensile strength,  GPa  3.6

4.4

4.5

-

3.4

2.5

  Single fibre tensile modulus,  GPa  76  85  86

-

 73  80
 Softening point,  C  990  1000  690  900  860

فرآيند توليد الياف شيشه را مي‌توان بصورت زير خلاصه نمود:

1- آماده سازي مواد خام: بيش از نيمي از مواد اوليه مورد استفاده ماسه سيليس است و قسمت اصلي هر نوع الياف شيشه را تشكيل مي‌دهد. ساير اجزاء شامل مقادير ناچيز ساير تركيبات شيميايي مي‌باشند.
2- بخش اختلاط (Batch House): در اينجا مواد با هم مخلوط شده براي قسمت كوره آماده مي‌شوند. اصطلاحا به اين توده مخلوط، Batch گفته مي‌شود.
3- كوره: دماي كوره به اندازه كافي زياد است تا ماسه و ساير اجزاء را ذوب كند و بصورت شيشه مذاب در آورد. سطح داخلي كوره با آجرهاي مخصوصي ساخته شده است كه در دوره‌هاي زماني مشخص تعويض مي‌شوند.
4- بخش Bushing: شيشه مذاب روي سيني‌هاي پلاتيني مقاوم حرارتي متعدد، جريان پيدا مي‌كند. در اين سيني‌ها هزاران روزنه وجود دارد كه بوشينگ ناميده مي‌شوند.
5- تشكيل الياف: جريان شيشه مذاب از درون بوشينگ‌ها بيرون كشيده مي‌شود و تا قطر معين نازك مي‌شوند، سپس توسط آب يا هوا خنك مي‌شوند تا الياف تشكيل شوند.
 -آهار زني: الياف مو مانند، با يك مخلوط شيميايي مايع كهSizing ناميده مي‌شود، پوشش داده مي‌شوند. آهار زني به دو علت اصلي انجام مي‌شود:

  1. براي محفوظ ماندن الياف از سايش به يكديگر در طي فرآيند ساخت و كار
  2. به منظور حصول اطمينان از چسبندگي الياف به رزين

دسته (strand): يك دسته از چند تاو (tow) تشكيل شده است و هر تاو بيانگر تعداد ليفهايي (fiber) است كه از يك بوش ريسيده مي‌شوند به عنوان مثال مي‌تواند دويست  ليف باشد. مجموعه‌اي از دسته‌ها، يك رشته (roving) ناميده مي‌شود. يك تاب مختصر به رشته داده مي‌شود تا كار كردن با آن آسانتر شود. براي كامپوزيتهاي الياف پيوسته، انتخاب نوع الياف، بستگي به فرآيند شكل دهي و ميزان آرايش يافتگي الياف دارد.
تعداد تارهاي (filament) يك رشته توسط تكس (tex) بيان مي‌شود. به عنوان مثال 600، 200 1 ، 2400 .(tex 1= 1000m/g )
مي‌توان رشته‌ها را خرد كرد (chopped) و براي توليد نمد شيشه (strand mat chopped) استفاده كرد. در اين حالت از يك بايندر (binder) براي ثابت نگاه شدن الياف در كنار هم استفاده مي كنند. بايندر فوق به هنگام آغشته سازي الياف با رزين خيس خوردگي (wet-out) را كنترل مي‌كند و بنابراين آرايش اتفاقي الياف در نمد حفظ مي‌شود. انتخاب بايندر با توجه به كاربرد مواد انجام مي گيرد و دوام يك قطعه كامپوزيتي مي‌تواند متأثر از نوع بايندر باشد.

نمدهاي الياف پيوسته ( contruous random mat ) شكل ديگري از الياف مورد استفاده مي‌باشند كه در آنها الياف پيوسته با آرايش اتفاقي نمد درست مي‌شود. اين شكل از الياف براي قرار گرفتن در قسمتهاي تيز و كنج قالب مناسبند و در اين حالت الياف آن نمي‌شكنند.

همچنين مي‌توان از الياف شيشه با طولهاي متفاوت براي كاربرد مستقيم در آميزه سازي (BMC) استفاده كرد. طول الياف در نمد (CSM) معمولا بيشتر از mm20 و بلندتر از الياف مورد كاربرد در آميزه سازي است. طول الياف مورد استفاده در رزينهاي گرماسخت نيز بيشتر از گرمانرمهاست. انواع پارچه‌ها با بافتهاي مختلف نيز از رشته‌هاي شيشه بافته مي‌شود. در شكلهاي ذيل اشكال مختلف الياف شيشه مشاهده مي‌شود.


 الياف رشته‌اي (Roving)


تار (Filament)


نمد الياف كوتاه (CSM)


نمد الياف بلند (CRM)


پارچه بافت ريز


پارچه بافت درشت


پودر شيشه (Glass milled)


الياف خرد (Chopped strand)

اشكال مختلف الياف شيشه

----------------------------------------------------------------------------

الياف كربن

 اگرچه اكثر الياف مورد استفاده در صنعت كامپوزيت از جنس شيشه مي‌باشد ولي مدول آن نسبتا پايين است. در سالهاي پيش تلاشهاي زيادي انجام گرفت تا تقويت كننده‌هاي جديدي با تبديل حرارتي الياف آلي به الياف كربن ساخته شود.

الياف حاصل به سرعت كاربرد وسيعي در كامپوزيتهاي فنوليكي به منظور استفاده در عايقهاي فداشونده در صنايع نظامي پيدا كرد. مشخصه الياف كربن، سبكي، استحكام و سفتي بالا مي‌باشد. همه انواع الياف كربن از پيروليز الياف آلي در يك محيط خنثي بدست مي آيد. سه منبع مهم عمده براي ساخت الياف كربن وجود دارد:

پلي اكريلونيتريل (pan) رايون و قير (

طرز تهيه:

كوپليمر متيل اكريلات و ايتاكونيك اسيد (

اكسيداسيون الياف اكريليك، به منظور تثبيت شكل الياف به هنگام فرآيند كربنيزه كردن است. اين عمل در اتمسفر اكسيژن و دماي

سپس الياف اكسيد شده در يك محيط خنثي كربنيزه مي‌شوند. و در نهايت الياف كربنيزه وارد مرحله گرافيته كردن مي‌شوند. اين مرحله نيز در مرحله خنثي و در دماي حدود 400تا

شرايط مورد بحث در طول فرآيند پليمريزاسيون تا ساختار گرافيتي، به دقت انتخاب و كنترل مي‌شوند. در طول اين فرآيند عناصر غير كربني بصورت گاز خارج شده، اجزاء كربني باقي مي‌مانند. مهمترين شكل الياف كربن، پارچه است كه در بافتهاي مختلف وجود دارد.
ين شكلها عبارتند از:
1-‌ رشته‌هاي پيوسته براي فرايندهاي، رشته پيچي (

 در ابتدا دو نوع الياف كربن با پايه pan وجود داشت كه استحكام و مدول آنها با هم تفاوت داشت:
الياف كربن با استحكام بالا (strength ( Highيا HSكه از فرآورش در دماي OC 1500 بدست مي‌آمد و بعنوان نوع دو درجه‌بندي مي‌شد.
با افزايش دماي فرآورش، مدول نيز افزايش مي‌يافت و نوع مدول بالاي اين الياف (Modulus High ) يا HM كه نوع يك درجه بندي مي‌شد در دماي بالاتر ازدو هزار و پانصد درجه توليد مي‌شد.
با اعمال كمي كشش و افزايش آرايش يافتگي و با كاهش قطر الياف از 7 به 5 ميكرومتر، استحكام و مدول الياف افزايش مي‌يابد. اين الياف، الياف با مدول متوسط (modulus Intermediate) يا IM نام دارد. در جدول زير برخي خواص اين الياف مشاهده مي‌شود.

Properties

Strength, GPa

 Modulus, GPa  Failure Strain

High Strength (HS) Type I

 3.0-3.3

 220-240

 1.3-1.4

 High Modulus (HM), Type II

 2.3-2.6

 330-350

 1.3-1.4

Intermediate Modulus (IM)

 2.9-3.2

 280-300

 1.0

pitch)itaconic ) يك ماده اوليه توليد الياف كربن مي‌باشد. اين ماده در يك محيط آبي سنتز شده و با فيلتراسيون جدا مي‌شود. سپس كوپليمر حاصل، با سرعت چرخش و كشش كنترل شده، به روش ريسندگي مرطوب تبديل به ليف مي‌شود. بدينوسيله ميزان آرايش الياف را كنترل مي‌كنند و هرچه بيشتر باشد مدول ليف نهايي بالاتر است.
مراحل توليد الياف كربن در اين روش عبارتند از :كوپليمريزاسيون، اكسيداسيون، كربنيزه كردن و گرافيته كردنc 200 انجام مي‌شود. اين كار اجازه مي‌دهد آرايش القا شده به هنگام كشش در الياف حفظ شود.c 2500 انجام مي‌گيرد.filamant winding )، پلتروژن و فرآيند پاشش رزين (spray up)
2-‌ پيش آغشته (prepreg) تك جهته براي لايه گذاري
3-‌ الياف خرد براي تزريق يا قالبگيري فشاري
4‌-‌ نوار پيوسته براي پلتروژن
5-‌ پارچه بافته براي قالبگيري انتقال رزين (RTM) يا لايه گذاري
دو نوع مختلف الياف كربن در شكل ديده مي‌شود: الياف كربن توليد شده، ذاتا چسبندگي كافي به پليمرها ندارند و اگر به همان صورت استفاده شوند، خواص تقويت كنندگي خوبي نشان نشان نمي‌دهند. بنابراين اصلاح سطح يك مرحله ضروري در آماده سازي الياف مي‌باشد.
 روشهاي مختلفي براي اصلاح سطح الياف كربن وجود دارد، ولي معمولا اكسيداسيون آنوديك در يك الكتروليت آبي مانند بي كربنات آمونيم، ترجيح داده مي‌شود. اكسيداسيون پلاسما نيز بكار مي‌رود ولي به لحاظ تجاري رايج نشده است.
 معمولاَ الياف كربن موجود در بازار اصلاح شده است ولي در موارد خاص مي‌توان الياف بدون اصلاح سطح نيز تهيه كرد.


-----------------------------------------------------------------------------

الياف آراميد


الياف آراميد كه در حدود سالهاي 1970معرفي شد، تركيب آلي حلقوي از كربن، هيدروژن، اكسيژن و نيتروژن مي‌باشد. دانسيته كم و استحكام كششي بالا در اين الياف، موجب تشكيل يك ساختار چقرمه ومقاوم به ضربه با سفتي حدود نصف الياف كربن مي‌شود. الياف آراميد در ابتدا به منظور جايگزيني فولاد در تايرهاي راديال ساخته شدند و بعدا كاربردهاي ديگري پيدا كردند. جليقه ضد گلوله از موفقيت آميزترين كاربردهاي الياف آراميد مي‌باشد.

 آراميد در دو ساختار زنجير-راست مشهور به كولار و زنجير-خم مشهور به Nomex وجود دارد كه در حال حاضر شركت dupont تنها توليد كننده هر دو محصول مي‌باشد.

Fibres

Strength
(MPa)

Modulus
(GPa)

Density
(g cm -3 )

E-glass

3445

81.8

2.62

S-glass

4585

88.9

2.50

Carbon AS4

4000

241

1.77

Carbon IM6

4380

276

1.77

Kevlar 29

3600

83

1.44

Kevlar 49

4000

131

1.45

Kevlar 149

3400

186

1.47

 

ساختار شيميايي كولار

الياف آراميد در شكلهاي مختلف وجود دارند و همانند الياف شيشه و كربن مي‌توانند در ساخت كامپوزيتها مورد استفاده قرار گيرند.

 الياف آراميد به دليل سبكي، پايداري حرارتي خوب و چقرمگي عالي، مورد توجه قرار گرفته‌اند.

الياف كولار از زنجيرهاي مولكولي طولاني پلي پارا فنيلن ترفتال آميد، توليد شده‌اند. آرايش يافتگي بالاي زنجيرها به همراه اتصال خوب بين آنها، تلفيق منحصر به فردي از خواص را ايجاد مي‌نمايد كه برخي از آنها عبارتند از:
- استحكام كششي بالا و وزن كم
- ازدياد طول كم در پارگي
- چقرمگي خوب
- مدول بالا
- پايداري ابعاد عالي
- هدايت الكتريكي پايين
- مقاومت پارگي بالا
- مقاومت شيميايي زياد
- مقاوم به شعله و خود خاموش كن
- جمع شدگي حرارتي كم
- حفظ خواص در دماهاي بسيار بالا و بسيار پايين
- خزش بسيار كم
- مقاومت سايش و اصطكاك عالي

پس از سنتز، پليمر آراميدي در محلول اسيد سولفوريك حل مي‌شود و بعد تبديل به الياف مي‌شود. قطر الياف در حد چند ميكرون است و مورفولوژي نهايي با اعمال حرارت در دماي oC 150 تا oC550 بدست مي‌آيد. كولارها بسته به درجه آرايش يافتگي مولكولي، سفتي‌هاي متفاوت دارند. كولار 29 به عنوان سيم تاير و كولار 49 در كابلهاي زير آب استفاده مي‌شوند.

كولارها تقويت كننده ممتازي در صنايع فضايي محسوب مي‌شوند. در سالهاي اخير كولار 149 نوع سفت تر كولارها معرفي شده است.

همچنين كولارها به دليل كاربرد در پرتابه‌ها و حفاظت حرارتي آنها و بدليل چقرمگي و توانايي در جذب انرژي شهرت دارند. در جدول زير مقايسه اي بين خواص كولار با ساير الياف آورده شده است. مقايسه خواص ويژه كولار با ساير الياف جالب خواهد بود.

 

p دوگانه extended p مي‌باشد. اين به اين معناست كه الياف لخت نسبت به نور مرئي آسيب پذيرند. اين الياف وقتي در معرض نور خورشيد قرار بگيرند، محدوده نور300 تا 400 نانومتر را جذب مي‌كنند و تخريب مي‌شوند.
به همين دليل اگر چه خود لايه تخريب شده، پليمر زيرين را تا حدي مي‌پوشاند ولي الياف كولار نياز به پوشش يا قرار گرفتن زير ساير اجزاء دارند.
سيستم الكترون دوگانه P، ويژگي‌هاي باند دوگانه را در اكثر پيوندهاي شيميايي ساختار پليمري بوجود مي‌آورد، اين امر موجب پايداري حرارتي آراميدها مي‌شود.
تخريب حرارتي اين پليمرها در دماي زيرoC400 ‌شروع نمي‌شود و اگر در اتمسفر خنثي باشد، تخريب تا دماي پانصد درجه اتفاق نمي‌افتد. ساختار منظم تكراري و شكل كشيده و صاف زنجيرها، موجب بالا رفتن كريستالينيتي تا 80%‌ مي‌شود كه براي يك پليمرآلي مقدار زيادي است. بررسي‌هاي كريستالوگرافي به طور قطعي نشان داده است كه محور زنجيرهاي پليمري با محورالياف يكي است.
ساختار ناهمگون پليمر در جهت طولي، به الياف استحكام كششي بسيار زيادي مي‌دهد. نيروي اعمالي توسط باندهاي قوي شيميايي زنجيرهاي پليمري تحمل مي‌شود. زنجيرهاي پليمري مجاور هم در يك ناحيه كريستال توسط بر هم كنش واندروالس و پيوندهاي هيدروژني‌كه نسبت به باندهاي شيميايي نسبتا ضعيف ترند و راحتتر جدا مي‌شوند، كنار هم نگاه داشته مي‌شوند. بنابراين الياف در جهت عرضي خواص مكانيكي ضعيفي دارند.buckle ) و در بيرون حلقه بصورت طولي شكاف مي‌خورد. علاوه بر آن، وقتي تا نقطه شكست نيرو به آن اعمال مي‌شود، ليف ترك خوردگي طولي نشان مي‌دهد يا رشته رشته شدن الياف (fibrillation ) بيشتر از يك ترك روشن و واضح اتفاق مي‌افتد.nomex توسط شركت Dupont براي كاربردهايي كه پايداري ابعادي و مقاومت حرارتي عالي لازم است، به بازار معرفي شد. اين محصول به شكل ليف (رشته‌هاي پيوسته) و صفحه (كاغذ و تخته) وجود دارد. محصولات Nomex در لباسهاي محافظ، فيلترگازهاي داغ، شلنگ‌هاي خودرو عايقهاي الكتريكي، قطعات هواپيما و وسايل ورزشي استفاده مي‌شوند.UV
3- مقاومت شيميايي
4- جمع شدگي (Shrinkage) حرارتي پايين
5- شكل پذيري قطعات قالبگيري شده
6- ازدياد طول شكست پايين
7- هدايت حرارتي پايين

رنگ زرد الياف كولار ناشي از سيستم الكترون

تلفيق پيوند قوي در جهت طولي و نيروي ضعيف در جهت عرضي زنجيرهاي پليمري رفتار ليفي جالب توجهي بوجود مي‌آورد. وقتي الياف بصورت يك حلقه خم مي‌شوند، درون حلقه، پيچ مي‌خورد (

اين خواص انحصاري الياف، به كامپوزيت منتقل مي‌شود. چند لايه‌هاي با الياف تك جهته به عنوان مثال از كولار -‌اپوكسي، در جهت طولي الياف، محكم و قوي هستند ولي در جهت عرضي داراي ضعف مي‌باشند. استحكام فشاري كمتر از استحكام كششي مي‌باشد و خميدگي تحت بار فشاري يك مشكل محسوب مي‌شود.
همچنين محصول

Nomex داراي زنجيرهاي مولكولي سخت و بلند مي‌باشد كه از پلي متا فنيلن دي آمين توليد مي‌شود. در اثر حرارت ذوب نمي‌شود و جريان پيدا نمي‌‌كند. تخريب و زغال گذاري تا دماي oC 350 ادامه پيدا مي‌كند و از نظر شيميايي و حرارتي بسيار پايدار است.
بطور خلاصه، Nomex ويژگيهاي ذيل را داراست:

1- مقاومت حرارتي و شعله
2- مقاومت بالا در برابر

كامپوزيتهاي آراميدي عايق هستند و در تماس با فلزات جريان الكتريسيته توليد نمي‌كنند. درحاليكه رفتار كششي آنها خطي است و شكست در تنشهاي بالا اتفاق مي‌افتد، رفتار فشاري و خمشي كامپوزيتهاي آراميدي، داكتايل مي‌باشد و استحكام نهايي آنها از كامپوزيتهاي الياف شيشه و كربن كمتر است.
مي‌توان الياف آراميد را به همراه شيشه و كربن در ساخت كامپوزيتهاي هيبريد بكار برد و از خواص انحصاري هر دو نوع الياف بهره برد. با بكار بردن تركيبي از الياف در يك كامپوزيت، مي‌توان به نتايج مطلوب از نظر خواص و مسايل اقتصادي دست يافت. اين نوع كامپوزيت را كامپوزيت هيبريد مي‌نامند.


-----------------------------------------------------------------------------

الياف طبيعي

اليافي كه از منابع طبيعي مانند معادن، حيوانات و گياهان بدست مي‌آيند، در گروه الياف طبيعي قرار مي‌گيرند. مصريان باستان از كامپوزيتهاي الياف طبيعي آجر، ظروف سفالي و قايقهاي كوچك مي‌ساختند. يك قرن پيش توليد تقريباً تمام وسايل و بسياري از محصولات فني از الياف طبيعي ساخته مي‌شد. پارچه، طناب، كرباس و كاغذ از الياف طبيعي مانند كتان، شاهدانه، سيسال و كنف ساخته مي‌شد.
مي‌توان الياف طبيعي را به سه دسته معدني، حيواني و گياهي تقسيم نمود.
الياف معدني: الياف اين گروه از سنگهاي معدني بدست مي‌آيند. به عنوان نمونه مي‌توان به آزبست اشاره نمود. آزبست مي‌تواند استحكام و سفتي كامپوزيت را بهبود ببخشد ولي استحكام ضربه را كاهش مي‌دهد. علاوه بر اين فرآيند آن مشكل است. امروزه استفاده از اين الياف بدليل ايجاد سرطان ريه در طولاني مدت، محدود و ممنوع شده است.
الياف حيواني: الياف بدست‌آمده از ارگانيسم‌هاي زنده، الياف حيواني ناميده مي‌شوند. به عنوان مثال، پشم از گوسفند اهلي بدست آيد. الياف ابريشم را كرم ابريشم مي‌سازد. ابريشم بر خلاف تمام الياف طبيعي ديگر از قبيل پنبه، كتان و پشم، يك ساختار سلولي ندارد و روش ساخت آن، شبيه الياف مصنوعي مي‌باشد. از الياف حيواني در ساخت كامپوزيتها استفاده نمي‌شود.
الياف گياهي: در بين الياف طبيعي، الياف گياهي بيشترين كاربرد را در كامپوزيتها دارند. بر اساس اينكه از كدام قسمت گياه گرفته شده‌اند، به سه دسته تقسيم مي‌شوند:
الياف ميوه: پنبه(
cotton) نارگيل (coir ) وkapok
الياف پوست يا ساقه: كتان،كنف،(jute )، بوته شاهدانه (hemp) و رامي
الياف برگ: سيسال (sisal)،آناناس


 درخت نارگيل


 الياف نارگيل


 شاهدانه


 الياف شاهدانه


 گياه كنف


 الياف كنف


 گياه سيسال


 الياف سيسال

 الياف طبيعي از قديم در صنايع مختلف استفاده مي‌شده‌اند و پتانسيل كاربرد در صنايع رو به رشد كامپوزيتهاي مهندسي را دارا مي‌باشند. اگر چه جايگزيني مستقيم الياف شيشه با الياف طبيعي به راحتي امكان پذير نيست، اما خواصي كه اين الياف در مقايسه با شيشه از خود نشان مي‌دهند در بسياري جهات موجب برتري آنها مي‌شود:

1- ‌داراي منابع تجديد شونده
2- ‌امكان استحصال نامحدود
3- فوايد محيطي ناشي از ايجاد تعادل در توليد و مصرف گاز

2 CO
4- سبكي

5-
بازيافت بهتر
6- كاهش فرسايش ابزار
7- بهبود بازگشت انرژي (recovery Energy Enhanced)
8- كاهش ناراحتي‌هاي پوستي و تنفسي
9- زيست تخريب بودن

b-1,4-Polyacetal ايزوتكتيك مي‌باشد. سلولز جامد، يك ساختار ميكروكريستالين با نواحي كريستالي و آمورف تشكيل مي‌دهد.
ليگنين: يك تركيب حلقويِ بيشتر سه بعدي، با جرم مولكولي بالاست كه فقط در مقادير جزئي مي‌تواند هيدروليز شود. خواص مكانيكي آن به وضوح پايين‌تر از سلولز مي‌باشد.
پكتين: نام كلي هتروپلي ساكاريدهاست كه اصولاً شامل اسيد پلي‌گالاكتورُن مي‌باشد. اين ماده تنها پس از خنثي سازي جزئي با قليا يا هيدروكسيد آمونيم قابل حل در آب مي‌باشد.
واكس: ماده‌اي كه مي‌توان آنرا با تركيبات آلي استخراج كرد ولي در آب غير قابل حل است.agent coupling) و كوپليمريزاسيون گرفت.
اصلاح سطح تاثيرمهمي درافزايش خواص كامپوزيت دارد. علاوه بر آن ممكن است حساسيت به رطوبت الياف را به حداقل برساند و دوام كامپوزيت را بيشتر كند.

توجه همگاني به شرايط محيطي علاقه‌مندي مجددي را در كاربرد الياف طبيعي ايجاد كرده است. بازيافت و لحاظ شرايط محيطي براي معرفي كامپوزيتهاي جديد به بازار از اهميت روز افزوني برخوردار است.
قوانين محيط زيستي و فشار مصرف كننده، باعث شده است كه توليد كنندگان مواد و قطعات، اثرات محصولات خود در محيط زيست را در تمام مراحل كار بسنجند. اين نكات باعث شده است در سالهاي اخير كارهاي زيادي در ساخت مواد كامپوزيتي بر پايه منابع تجديد پذير از جمله الياف طبيعي انجام بگيرد. اخيرا صنعت خودرو سازي به كاربرد كامپوزيتهاي الياف طبيعي به عنوان يك راه خدمت به محيط زيست و در عين حال رعايت مسايل اقتصادي، توجه جدي داشته است. كاربردهاي ديگر نيز در صنايع ساختمان در حال پيدايش هستند.
شرايط آب و هوايي، عمر و فرآورش نه تنها بر ساختار الياف، بلكه بر تركيبات شيميايي الياف اثر مي‌گذارد. اجزاء الياف طبيعي عبارتند از سلولز، ليگنين، پكتين، واكس و مواد محلول در آب.
سلولز: بخش اصلي تمام الياف گياهي

بايد توجه داشت كه بدليل حضور گروههاي آبدوست در الياف، رطوبت تأثير شديدي روي كامپوزيتهاي الياف طبيعي دارد. خشك كردن الياف به هنگام فرآيند ساخت اهميت فراواني دارد چرا كه رطوبت روي الياف به عنوان يك عامل جداساز در فصل مشترك الياف و رزين عمل مي‌نمايد. به همين جهت تمام روشهاي ساخت در دماهاي بالا انجام مي‌گيرد. وجود هرگونه رطوبت، باعث كاهش استحكام و سفتي كامپوزيت مي‌شود. اغلب الياف گياهي، 10 درصد رطوبت اسمي دارند كه پس از خشك كردن به 1 درصد كاهش مي‌يابد.
كيفيت فصل مشترك الياف و رزين نقش مهمي در تعيين مقبوليت الياف طبيعي به عنوان تقويت كننده مواد كامپوزيتي، دارد. به منظور بهبود چسبندگي الياف و رزين، روشهاي فيزيكي و شيميايي مختلفي وجود دارد. برخي اين روشها عبارتند از اصلاح توسط پلاسما و كرونا، اصلاح توسط تخليه الكتريكي، جفت كننده‌هاي شيميايي )

-----------------------------------------------------------------------------

ساير الياف

در برخي كاربردها ذرات معدني به عنوان تقويت كننده پليمرها استفاده مي‌شوند.
ذرات معدني به شرط دارا بودن نسبت aspect (طول به قطرd/l) كافي و چسبندگي مناسب به ماتريس پليمري، خواص خوبي به پليمر مي‌دهند. اين الياف به راحتي فرآورش مي‌شوند و كمتر مي‌شكنند و فرسايش كمي در تجهيزات توليد ايجاد مي‌كنند. گاهي اوقات طبيعت شيميايي اين مواد مي‌تواند ويژگي‌هايي چون مقاومت شعله در پليمر ايجاد مي‌نمايد.
علاوه بر محصولات طبيعي مانند ولاستونيت (wolastonite ) و آزبست، اين الياف شامل محصولات مصنوعي مانند كربنات كلسيمِ ته نشين شده و سولفات كلسيم نيز مي‌باشد. همچنين گاهي الياف بر پايه آلومينا و بر (boron) به منظور ايجاد خواص ويژه در كامپوزيت بكار برده مي‌شوند. اين سيستم‌ها نه تنها استحكام خوبي دارند، بلكه داراي خواص هدايت حرارتي و الكتريكي و مقاومت فرسايش نيز مي‌باشند.
در گذشته تنها دو محصول طبيعي، داراي صرفه اقتصادي بود كه آزبست و ولاستونيت ناميده مي‌شوند. به دليل شرايط زيست محيطي ديگر از آزبست به عنوان تقويت كننده استفاده نمي‌شود.
ولاستونيت در طبيعت بصورت سوزني شكل وجود دارد و بيان شده كه داراي سميت كمي است. اين ماده پس از استخراج بصورت پودري سفيد رنگ با l/d ‌هاي مختلف بدست مي‌آيد. بالاترين نسبت aspect قابل دستيابي در اين الياف20:1 مي‌باشد. اين امر پتانسيل تقويت كنندگي اين ماده را كاهش مي‌دهد. با اين وجود، محدوده‌اي از مصولات با انجام اصلاح سطح به منظور بهبود چسبندگي وجود دارد. عليرغم پايين بودنl/d، ولاستونيت مي‌تواند تلفيق خوبي از خواص با يك قيمت معقول ايجاد نمايد، بويژه وقتي به همراه الياف شيشه استفاده شود.

تعدادي از مواد معدني مي‌توانند به روش ته نشيني از محلول به صورت ذرات سوزني شكل در آيند و به عنوان تقويت كننده‌هاي تجاري استفاده شوند. از جمله اين مواد مي‌توان به كربنات كلسيم تهيه شده به روش ته نشين، سولفات كلسيم، اكسي سولفات و فسفات منيزيم اشاره نمود. نسبت

l/d اين مواد بين 1 :20 تا1:100 مي‌باشد.

الياف آلومينا:

در تئوري آلومينا مي‌تواند به عنوان يك ماده با استحكام بالا مطرح باشد. پيوندهاي چند ظرفيتي اشتراكي قوي اين ماده موجب ايجاد كريستال‌هاي محكم با مدول شصت گيگاپاسكال و مقاومت حرارتي بالا مي‌شود. در عمل پلي كريستالينهاي آلومينا به عنوان يك سراميك مهندسي مطرح هستند. افزودن ساير اكسيدها مي‌تواند به فرآورش، تراكم و كنترل اندازه ذرات كمك كند. به دو دليل بسط الياف پيوسته آلومينا به كندي صورت مي‌گيرد:
اول آنكه دانسيتة آن نسبتا بالا خواهد بود و براي كاربردهايي كه خواص ويژه اهميت دارند، جذاب نيست. و دوم اينكه آلومينا، مانند شيشه داراي خواص ذوب و ريسندگي مذاب نيست و اصولا تهيه الياف عاري از حباب (

الياف بُر

بُر يك ماده مناسب براي ساخت الياف با كارايي بالاست. اتمهاي سبك بُر چند ظرفيتي هستند و پيوندهاي با ظرفيت بالا ايجاد مي‌نمايند و در عين حال دانسيته پاييني دارند. توليد تجاري الياف بُر، انحصارا توسط روش

free‌-void) بسيار مشكل است.deposition بخار شيميايي (Cvd =‌Deposition vapour chemical) انجام مي‌گيرد.
بُر شكل deposite شده فاز بخار روي رشته نازكي از يك فلز نسوز (معمولا تنگستن) به قطر m m 12 است. رشته تنگستن به عنوان بستر deposition عمل مي‌نمايد. هم‌ هاليد بُر و هم هيدريد بُر براي انتقال بُر به بستر رشته‌اي استفاده مي‌شوند. در يك سيتم‌هاليدي، هيدروژن براي احياء‌ هاليد به بُر استفاده مي‌شود. در سيستم هيدريدي، از تخريب حرارتي در فشار پايين استفاده مي‌شود.
قطر رشته‌هاي بر صد ميكرومتر مي‌باشد و استحكام كششي آنها مي‌تواند در محدودة دو تا چهار گيگاپاسكال و مدول آنها در حدود سيصد و هشتاد مگاپاسكال باشد.
 در مجموع مي‌توان گفت
اين الياف خواص بسيار جالبي دارند ولي گران قيمتند.

 


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:15  توسط احسان بهشتی  | 

رزين‌پلي‌استر

رزينهاي پلي استرغير اشباع بطور گستردهاي در سراسر دنيا استفاده ميشوند. زنجير اصلي پليمري اين رزين داراي اتصالات استري ميباشد كه از واكنش تراكمي يك تركيب الكلي چند عاملي و يك اسيد چند عاملي مانند گليكول و اسيد فوماريك تهيه ميشود. در مثال اخير بدليل استفاده از يك اسيد غير اشباع، پيوندهاي دوگانه در فواصل منظمي در زنجير بوجود ميآيند. اين پيوندهاي دوگانه، سايتهاي داراي امكان شبكهاي شدن توسط استايرن هستند و ميتوانند موجب سخت شدن رزين و پخت شدن آن شوند. بنابراين با طراحي فرمول و كنترل اسيدهاي اشباع و غير اشباع، كاتاليستها، دما وزمان واكنش، مجموعه كاملي از رزينها را ميتوان توليد نمود كه براي كاربردهاي مختلف مناسب باشند.

پلي استر غير اشباع با استايرن مخلوط مي‌شود و ميتواند از طريق پيوندهاي دوگانه موجود در هر دو جزء، شبكه‌اي شود. معمولا رزين به هنگام مصرف با استايرن مخلوط بوده و براي رسيدن به خواص مختلف داراي اجزاي ذيل مي تواند باشد:
 -    سيتم پخت؛ به منظور شروع و تسريع واكنش شبكهاي شدن، در دماي محيط يا دماي بالا
 -   عوامل كنترل جريان پذيري؛ به منظور كنترل جريان رزين و جلوگيري از شُرّه كردن رزين در لايه گذاري سطوح عمودي و ريخته 
گري رزين
 
- جاذب uv
به منظور افزايش مقاومت در برابر نور خورشيد
 
-  فيلر به منظور كاهش جمع شدگي و قيمت
و ايجاد خواصي چون مقاومت شعله و آتش
 -
 پيگمنت؛ به منظور رنگ دادن به قطعه و زيبايي آن- تغليظ كننده‌ها؛ به منظور تغليظ كردن فرمولاسيونهاي مورد استفاده در SMC و
BMC
 
-   
عوامل آغشته سازي؛ به منظور بهبود آغشته سازي فيلرها و الياف با رزين به منظور حصول چسبندگي مناسب
 
- رها ساز حباب؛ به منظور سهولت در خروج حباب از رزين و كاهش حفره 
در محصول نهايي
 
-     رها سازي قالب؛ به منظور تسهيل جدا شدن قطعه از قالب و جلوگيري از تابيدگي و صدمه به سطح قطعهرزينهاي پلي استردر فرايندهاي مختلفي از قبيل لايه گذاري دستي، پاشش رزين، RTM، ريخته گري، پلتروژن، SMC و BMC
قابل استفاده‌اند.
 كامپوزتهاي پلي استر-شيشه به لحاظ حجم مصرف، بيشترين اهميت را دارا هستند و يافتن نمونههايي از اين مواد در محل كار و زندگي ما بسيار آسان است.كامپوزيتهاي پلي استري تا دماي حدود
250 درجه سانتيگراد مقاومند ولي مداومت حضور در اين دما و دماهاي بالاتر موجب افت خواص آن ميشود. همچنين بعد از پخت، حدود 5 تا 8 % حجمي جمع شدگي (Shrinkage) دارند. در مورد كاربرد الياف شيشه به همراه رزين پلي استر بايد از ژل كوت مناسب استفاده كرد تا از نفوذ رطوبت به فصل مشترك الياف و رزين جلوگيري شود. بدليل طبيعت قطبي ساختار پليمري، كاربرد آنها در نزديكي وسايل الكتريكي با فركانس بالا محدوديت دارد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رزين اپوكسي

رزينهاي اپوكسي به عنوان رزينهاي اپوكسيد نيز شناخته ميشوند. ويژگي شناسه اين رزينها دارا بودن بيش از يك گروه epoxy-2و1 در ساختار مولكولي است. اين گروه ممكن است در بدنه زنجير باشد ولي معمولاَ در انتها قرار دارد.
 در شرايط مناسب واكنش، گروه اپوكسي ميتواند با اسيدها، ايندريد اسيدها، آامينها و الكل واكنش تراكمي به همراه جابجايي هيدروژن به گروه اتيلن اكسيد، بدهد. اين واكنشها امكان افزايش طول زنجير يا شبكهاي شدن را بدون آزاد كردن مولكولهاي كوچك مانند آب فراهم ميكند. بنابراين محصولات اپوكسي در مقايسه با اكثر رزينهاي گرما سخت، جمع شدگي كمتري در اثر پخت نشان ميدهند.
 بايد متذكر شد كه محدوده وسيعي از رزينهاي اپوكسي و محصولات شبكهاي شده متنوعي وجود دارد. ساختار شيميايي رزينهاي اپوكسي شامل دو بخش اپوكسي و غير اپوكسي ميباشد. بخش غير اپوكسي ممكن است آليفاتيك، سيلكوآليفاتيك و يا هيدروكربن شديداَ حلقوي باشد. در عمل محصول واكنش بيس-فنل
A و اپي كلروهيدرين اغلب رزينهاي اپوكسي متداول را تشكيل ميدهند. اين محصولات 80 تا 90% سهم بازار را به خود اختصاص دادهاند.

 

قبلا رزين اپوكسي تقريبا تنها به عنوان پوشش سطح استفاده ميشد. قبل از جنگ جهاني دوم، بالا بودن هزينههاي توليد بيس فنل A و اپي كلروهيدرين مانع از تجاري شدن كاربرد رزين اپوكسي شده بود. تلاشهاي بعدي و ابداع روشهاي توليد جديد، موجب پيدايش مقبوليت اقتصادي اين رزينها شد. در حال حاضر نيمي از رزينهاي توليد شده در كاربردهاي روكش سطح استفاده ميشوند. باقيمانده در صنايع الكتريكي و الكترونيك، هوا فضا و ساختمان و ساير كاربردها، استفاده ميشوند. بر حسب تناژ، مصرف اپوكسي حدود يك دهم پلي استر ميباشد.
اپوكسي گروههاي عاملي فعال زيادي دارد و ميتواند در حضور عوامل پخت وهاردنرها، يك ساختار شبكهاي را تشكيل دهد. خواص محصولات پخت شده اپوكسي بستگي دارد به:

-     نوع اپوكسي
-      نوع و مقدارهاردنر
-      ميزان شبكهاي شدن
-       طبيعت و حجم مواد افزودني

در بازار عوامل پخت متنوعي با ويژگيهاي طول عمر، انعطاف، پخت سريع و سميت كم وجود دارند.
ساختار مولكولي و خواص رزين پخت شده، بستگي به طبيعت سيستم پخت دارد. اگر چه سيستمهاي پخت مختلفي وجود دارد، ولي ميتوان آنها را به دو گروه آمينها و انيدريدها تقسيم كرد.
رزينهاي اپوكسي و عوامل پخت تنها اجزاء يك فرمولاسيون نيستند. براي برخي كاربردها، ممكن است اپوكسي اصلاح نشده داراي خواص نامطلوبي از قبيل ويسكوزيته بالا، گران قيمت بودن و مقاومت ضربه پايين در برخي كاربردهاي ويژه باشد. بنابراين بايد دراغلب موارد توسط موادي چون رقيق كننده، چقرمه كننده، فيلر و تقويت كننده همراه شود. انتخاب صحيح رزين،هاردنر و افزودنيها اجازه ميدهد كه خواص مورد نظر تامين شود. اين تنوع عامل عمده رشد پايه اپوكسيها در مدتهاي طولاني است.

علاوه بر اين ساختار متنوع، اپوكسيها داراي ويژگيهاي ذيل نيز هستند:
-   مقاومت شيميايي عالي (بويژه در محيطهاي قليايي)
-   چسبندگي خوب به مجموعهاي از بسترهاي مختلف
-    استحكام كششي، فشاري و خمشي بسيار بالا

-      پايين بودن جمع شدگي پخت
-   پايداري ابعادي

-   عايق عالي الكتريسيته
-    دوام بالا در پيري و شرايط سخت محيطي
-    
قابليت پخت در دماهاي مختلف
-  مقاومت خستگي ممتاز

-    بي بو و بي مزه

رزينهاي اپوكسي در كاربردهاي مختلفي از قبيل پوشش سطح، چسب، روكش دهي، ابزار سازي و كامپوزيتها، استفاده ميشوند.
چند لايههاي رزين اپوكسي از اهميت فوق العادهاي در صنايع هواپيماسازي برخوردارند. بسياري از قطعات ساختاري از جنس الياف كربن و رزين اپوكسي جايگزين آلياژهاي فلزي مرسوم شده و نتايج مطلوبي نيز داشتهاند. همچنين از اين رزين به همراه الياف آراميد، در ساخت موتور راكت و كپسولهاي تحت فشار به روش رشته پيچي استفاده ميشود.
علاوه بر آن رزينهاي اپوكسي بطور وسيعي به همراه الياف و ساختارهاي لانه زنبوري براي ساخت ملخ هلي كوپتر استفاده ميشود. رزينهاي اپوكسي تقويت شده با الياف كربن و آراميد در ساخت قايقهايي كه در آنها ضمن حفظ وزن، استفاده بيشتر از فضا در همان استحكام مورد نظر است، بجاي پلي استر- شيشه استفاده مي‌شوند.
همچنين كامپوزيتهاي آراميد - اپوكسي براي جايگزين فولاد در كلاه خودهاي جنگي استفاده ميشوند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رزين‌وينيل‌استر

وينيل استرها محصول واكنش رزينهاي اپوكسي با اسيدهاي غير اشباع اتيلني ميباشند بجز حالات خاص، معمولا رزينهاي وينيل استر داراي انتهاي غير اشباع ميباشند. اين انتها ميتواند واكنش شبكهاي شدن را انجام دهد و نيز ميتواند پليمريزاسيون زنجيرهاي وينيل استر را انجام دهد و يا اينكه به همراه استايرن كوپليمر شود.
 اكثر وينيل استرهاي مرسوم با استريفيكاسيون يك رزين دي اپوكسيد با يك اسيد مونوكربوكسيليك غير اشباع، ساخته ميشوند. ميتوان آنها را به تنهايي با واكنش راديكال آزاد پخت نمود و يا در مونومري مانند استايرن حل نمود و رزين مايع بدست آورد. در اين صورت، وينيل استر را ميتوان مانند رزين پلي استر استفاده نمود.

رزينهاي وينيل استر خواص چقرمگي و مقاومت شيميايي بسيار بهتري نسبت به رزينهاي پلي استر دارند. زنجير اصلي اپوكسي سازنده وينيل استر، موجب پيدايش چقرمگي و ازدياد طول كششي بالاتر ميشود. جرم مولكولي رزينهاي وينيل استر به انتخاب نوع اپوكسي بكار رفته بستگي دارد. به اين دليل، استحكام كششي، ازدياد طول، نقطه نرمي و واكنش پذيري رزين نهايي توسط جرم مولكولي و ساختار اوليه تعيين ميشود. اين موضوع، اين امكان را بوجود ميآورد كه براي كاربردهاي مختلف خواص مختلف طراحي شود.
 رزينهاي وينيل استر در مقايسه با پلي استرهاي غير اشباع مقاومت شيميايي خوبي دارند.
 بخشي از اين ويژگي مربوط به عدم حضور پيوندهاي استري در زنجيره اپوكسي ميباشد. اتصالات اجزاء پليمر، توسط پيوندهاي فنيل استري انجام ميگيرد. اين اتصالات درمقايسه با اتصالات استري در برابر اكثر محيطهاي شيميايي بويژه در شرايط قليايي شديد مقاومترند.
 اتصال استري تنها در انتهاي زنجير وينيل استر وجود دارد. اين امر حملات عوامل شيميايي را به حداقل مي
رساند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رزين فنوليك


رزينهاي فنوليك از واكنش تراكمي فنلها و فرم آلدهيد تهيه ميشوند. مكانيزم واكنش بين فنل و فرم آلدهيد هنوز بطور كامل شناخته شده نيست. با اين وجود اين مشخص است كه واكنش شروع توسط فعال شدن حلقه بنزني با گروههاي هيدروكسيل مانند متيلول صورت ميگيرد. در واكنش فنل-فرم آلدهيد سه مرحله اصلي وجود دارد:


A مرحله : اغلب محصولات اولية تراكم، الكلها هستند. رزين در اين مرحله، گرمانرم است و در حلالهاي غير آلي (معدني) حل ميشود.

B مرحله :پيشرفت بيشتر واكنش تراكمي و شبكهاي شدن جزئي به همراه افزايش جرم مولكولي و ويسكوزيته و كاهش انحلال. در اين حالت رزين پخت كامل نشده و گرمانرم و ذوب ميشود ولي به هنگام سرد شدن، سخت و شكننده ميشود.

C مرحله : ميزان پليمريزاسيون و شبكهاي شدن بسيار زياد است. رزين غير قابل ذوب و انحلال ميباشد.

اين واكنش دو نوع رزين فنوليك توليد ميكند كه رزول و نوالاك ناميده ميشوند. رزينهاي رزول در حضور يك كاتاليست قليايي مانند آمونياك، كربنات سديم يا هيدروكسيد سديم توليد ميشوند. واكنش پخت محصول توسط گرما دادن در يك قالب با دماي بالاتر از نقطه ژل قابل انجام است. رزينهاي رزول داراي گروههاي فعال متيلول و هيدروكسيل هستند.
در دماي بالاتر، رزولها بدون افزودن عامل پخت، مولكولهاي بزرگتر و با شبكههاي متيلني تشكيل ميدهند. در اين حالت واكنش فنل- آلدهيد يك نوع واكنش تراكمي است چون آب به عنوان محصول جانبي خارج ميشود.

پليمريزاسيون فنل- فرم آلدهيد به رزين نوالاك با حضور يك كاتاليست اسيدي انجام ميشود. اسيد اكساليك و اسيد سولفوريك دو كاتاليست مرسوم در اين واكنش هستند. معمول است كه نسبت فنل به فرم آلدهيد 1 به 8 /0 باشد، محصول مذاب حاصل سرد ميشود و به تدريج شيشهاي ميگردد. اين ماده شيشهاي به دقت خرد شده، پودر حاصل با كاتاليست پخت هگزامتيلن تترامين (HMTA )، فيلر و تقويت كننده مخلوط ميگردد تا يك تركيب قالبگيري بدست آيد.

رزينهاي فنوليك معمولا كدر هستند و رنگ آنها از كهربايي (amber) كم رنگ و قهوهاي تيره تا سياه تغيير ميكند. رنگ تيره رزينهاي فنوليك كاربرد آنها را محدود ميكند. رزينهاي فنوليك در اشكال پولك، فيلم مايع و پودر موجودند.
رزينهاي فنوليك جزء رزينهاي با كاربرد عمومي محسوب ميشوند ولي ميتوان آنها را براي سازههاي مهندسي آميزهسازي نمود. فنوليكها دومين رتبه را در رزينهاي گرما سخت پر مصرف دارا هستند.
رزينهاي فنوليك بدون فيلرها شكننده هستند و كاربرد فيلرها و ساير افزودنيها به منظور ايجاد خواص مطلوب در آنها عادي است. رزينهاي فنوليك بدليل تفاوتهاي فيزيكي و شيميايي اجزاء خواص متنوعي را در بر ميگيرند. برخي از انواع رزينهاي فنوليك عبارتند از:

- گريد كاربرد عمومي(پر شده با خرده چوب)
- گريد Non Bleeding رزول مايع، پر شده با شيشه
-   گريد مقاوم دربرابردما(پر شده با ميكا و مواد معدني)
-    گريد مقاوم در ضربه(پر شده با سلولز،لاستيك،شيشه و الياف)
-    گريدويژه يا الكتريكي(پر شده با ميكا و شيشه)

رزينهاي قالبگيري فنوليك از نوالاك ساخته ميشوند اگر چه رزول نيز در برخي موارد بكار ميرود. خواص رزينهاي قالبگيري فنوليك عبارتند از:
-    سهولت قالبگيري
-     پايداري ابعادي بسيار خوب و دقيق
-     مقاومت در برابر خزش
-     مقاومت بالا در برابر تغيير شكل
-     مقاومت حرارتي خوب
-     مقاومت الكتريكي خوب
-     مقاومت شيميايي خوب
-     مقاومت در برابر شرايط آب و هوايي خوب
-     جذب آب پايين
-     كيفيت مناسب در ماشينكاري

كاربردهاي مرسوم از اين مواد عبارتند از: سازه هاي عايق براي ولتاژ بالا، چرخ دنده ها،water  lubricater bearing   ، مغزي ميز دكوري.
از ديگر كاربردهاي رزينهاي فنوليك، ساخت فوم است. البته فوم فنوليك در مقايسه با فوم پلي پورتان و پلي استايرن، گرانتر است ولي بدليل خود خاموش كن بودن و سميت پايين گازهاي حاصل از سوختن، خواص برتري دارد.
دسته ديگري از رزينها با نام آمينو رزين نيز ميتوانند همراه رزينهاي فنوليك دسته بندي شوند. اين رزينها كم مصرفند. رنگ سفيد آنها باعث طرح امكان جايگزيني بجاي فنوليكها شد. رزينهاي فنوليك بدليل تيرگي رنگ، فقط در ساخت قطعات تيره كاربرد دارند.
رزينهاي آمينو، گرما سختهايي هستند كه از واكنش گروه آمينو يك ماده با فرم آلدهيد ساخته ميشوند. دو آمينوي معروف و مرسوم اوره و ملامين  و رزينهاي حاصل اوره-فرم آلدهيد و ملامين- فرم آلدهيد ميباشند.
در مقايسه با فنوليكها رزينهاي اوره- فرم آلدهيد ارزانترند و رنگ آنها روشنتر است. همچنين مقاومت آنها در برابر ترك خوردگي الكتريكي بيشتر است ولي مقاومت حرارتي كمتري دارند.
محدوده كاربرد فيلرها معمولا محدود به فيلرهاي سفيد كننده براي پودر چوب و الياف خرد سلولز و نيز امكان كاربرد تقويت كنندههاي معدني يا ليفي است.
رزينهاي ملامين فرم آلدهيد در مقايسه با فنوليكها و اوره-فرم آلدهيد عملكرد بهتري دارند ولي گرانترند. ويژگيهاي مطلوب آنها عبارتند از: جذب آب پايين، مقاومت حرارتي و لكه پذيري، سختي و عايق الكتريكي.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ساير رزين‌ها

پلي ايميدها:

صنعت هوافضا پس از جنگ جهاني دوم رشد سريعي داشت. و موجب افزايش تقاضا براي كامپوزيتهاي مهندسي در تكنولوژيهاي جديد شد. فلزات موسوم و كامپوزيتهاي معمول در آن زمان نميتوانستند نيازهاي فني جديد را تامين نمايند.

آنها به مواد جديدي احتياج داشتند كه سبك باشند، پايداري حرارتي و اكسيداسيوني خوبي داشته باشند و خواص مكانيكي خوبي داشتهباشند. تا آن زمان پليمرهاي جديدي با خواص عالي حرارتي معرفي شده بودند ولي تنها عدهاي از آنها موفقيت تجاري داشتند. علت اين امر مشكلات فني ساخت و قيمت بالاي آنها بود.

اولين دسته پلي ايميدهاي تجاري اوايا سالهاي دهه 60 معرفي شد.
تداوم موفقيت اين پليمرها حاصل از فراواني و ارزاني مواد اوليه آنها و امكان ساخت و طراحي پليمرهايي با خواص مورد نظر از آنها بود.
پلي ايميدها از گروهي از مونومرهاي دي ايندريدي و دي آميني تهيه ميشوند و مشخصه آنها واحدهاي تكراري ايميد در زنجير مولكول است. اين ساختار موجب پايداري حرارتي و اكسيداسيوني آنها ميشود. پايداري بالاي اكسيداسيون حرارتي توسط مونومرهاي با ساختار حلقوي، قابل دستيابي است.
پلي ايميدها معمولا از طريق تبديل يك اسيد آميك به يك ساختار ايميدي شده با واكنش تراكمي، فرآيند ميشوند و اين امر فرايند آنها را مشكل ميكند. استفاده از آنها به عنوان تركيبات قالبگيري دشوار است. براي ساخت سازه هاي كامپوزيتي، فشار بسيار بالا و كنترل دقيق فرآيند پس- پخت براي خروج محصولات جانبيِ حاصل از پليمريزاسيون تراكمي ضروري است.
به منظور كاهش اين مشكل اليگومرهاي زنجير كوتاه قابل ذوب و حل پلي ايميد ساخته و معرفي شدند. آنها با اعمال حرارت، پليمريزاسيون را از طريق گروههاي انتهايي انجام ميدهند.
اين پليمرهاي قابل پخت از طريق واكنش اضافي، مسايل ناشي از خروج محصول جانبي را حل كردند. برخي از انواع پلي ايميدهاي گرما سخت به موفقيتهاي تجاري دست يافته اند.
اگرچه پلي ايميدها به عنوان رزينهاي گرما سخت دسته بندي ميشوند (بدليل شرايط خاص فرآيند و دماي ذوب بالاي آنها)، يك دسته از پلي ايميدها در گروه مواد گرمانرم قرار ميگيرند. پلي ايميدهاي گرمانرم با روشهاي مشابه ساير گرمانرمها، شكل داده ميشوند، به دليل آنكه پلي ايميدهاي ترموپلاستيك شبكه نميشوند، ميتوان آنها را در حلالهاي منتخب حل كرد.
PEEk :
كامپوزيتهاي گرما سخت تقويت شده با الياف معمول، استحكام و سفتي بالايي از خود نشان ميدهند ولي رفتار شكنندهاي دارند.
اين رزينها امكان جذب مقادير بالاي انرژي را بدون تخريب و صدمه و كاهش استحكام ندارند. حتي ضربه هاي با سرعت پايين ميتواند كاهش شديدي در استحكام فشاري اين مواد ايجاد نمايد. اخيرا كامپوزيتهاي با ماتريس گرمانرم توسعه يافتهاند. شناخته شده ترين آنها كامپوزيتهاي الياف كربن و رزين پلي اتر اتر كتون ( PEEK ) ميباشد.

PEEK يك پليمر حلقوي است و Tg آن oC 143 و نقطه ذوب آن oC 334 ميباشد. يك پليمر نيمه كريستالي است و در شرايط عادي فرآيند به حداكثر درجه كريستالينيي 50 % ميرسد. با اين وجود معمولا ميزان كريستالينيتي محصول پايين است و به حدود 30 % ميرسد.
در دماي اتاق و سرعت پايين كرنش ،
PEEK قادر به تغيير شكل پلاستيك و رسيدن به كرنش شكست تا 100% ميباشد. كامپوززيتهاي بر پايه PEEK
با فرآيند قالبگيري فشاري ساخته ميشوند.
پيش آغشته
PEEk در چهار چوب قالب به صورت توده قرار ميگيرد و تحت فشار در دماي oC 380 قالبگيري ميشود. ساير روشها مانند قالبگيري اتوكلاو، فشاري و شكل دهي ديافراگمي نيز قابل استفاده است. محصولات حاصل كيفيت بسيار خوبي دارند و داراي حداقل حباب و سطح بسيار خوب نهايي ميباشند.

رزينهاي طبيعي

بدليل نگرانيهاي زيست محيطي، و امكان پايان ذخاير نفتي ساخت كامپوزيتهاي با پايه رزينهاي طبيعي از منابع قابل تجديد اهميت يافته است. كم كردن وابستگي صنايع كامپوزيتهاي پليمري به نفت، با كاربري رزينهاي طبيعي امكان پذير است.
دانشمندان علاقه زيادي به تحقيق و توسعه پليمرهاي حاصل از منابع قابل تجديد كشاورزي به جاي هيدروكربنها دارند. آنها تلاشهايي براي استفاده هاي روغن سويا(
soybean
) براي توليد كامپوزيتهاي زيست تخريب پذير، ارزان و سبك، انجام داده اند.
اخيرا روشهايي براي ايجاد سايتهاي فعال روي مولكولها و امكان ايجاد شبكه متراكم ابداع شده است. افزودن گروههاي عاملي مختلف به مولكول ميتواند شكل واكنشهاي شيميايي را تغيير دهد. خواص رزينهاي بر پايه روغن سويا ميتواند ميتواند توسط دستكاريهاي ژنتيكي در حال انجام توسط شركتهايي مانند
DUPONT وMONSANTO
تغيير يابد.
دانشمندان آمريكايي قطعهاي با ابعاد يك درب از مواد جديد ساختند. مغزي فومي اين قطعه از دو طرف توسط كامپوزيت روغن سويا-الياف شيشه روكش شده بود و با ابعاد 3
´
8 فوت تنها 25 پوند وزن داشت.
امروزه با كاربرد الياف كنف، كتان، سيسال و ساير الياف طبيعي با رزينهاي طبيعي، امكان ساخت كامپوزيتهاي كاملا زيست تخريب پذير وجود دارد و قطعات حاصل در برخي قسمتهاي داخلي خودروها بكار ميروند.



+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:13  توسط احسان بهشتی  | 

لايه گذاري دستي يا hand lay up

در اين روش، ابتدا رها ساز روي سطح قالب اسپري مي‌شود تا جدا كردن قطعه ساخته شده به سهولت انجام بگيرد. سپس ژل كوت روي آن اعمال مي‌شود تا سطح قطعه از نظر كيفيت و ظاهر، سطح مطلوبي باشد. آنگاه الياف رو يا درون قالب قرار مي‌گيرند و رزين با دست روي آنها ريخته شده، توسط قلم و يا غلطك آغشته سازي كامل مي‌شود. همچنين اين امكان وجود دارد كه الياف ابتدا به رزين آغشته شود و بعد لايه گذاري انجام گيرد. حبابهاي هواي گير كرده در قطعه با حركت قلم يا غلطك و فشار دادن الياف خارج مي‌شوند. لايه گذاري و آغشته سازي تا رسيدن به ضخامت مورد نظر ادامه مي‌يابد. قطعه معمولاً در فشار و دماي محيط پخت مي‌شود. با كاتاليزور و شتابدهنده زمان پخت را مي‌توان تنظيم نمود.

بيشترين رزينهاي مورد استفاده، پلي استر و اپوكسي مي‌باشد. پلي استر بدليل قيمت ارزان، در دسترس بودن و سهولت كار، رزين مطلوبي محسوب مي‌شود. همچنين پلي استر به راحتي با رهاسازهاي استاندارد، از قالب جدا مي‌شود. به منظور كاهش جمع شدگي قطعه كه منجر به تابيدگي و موجدار شدن سطح مي‌شود، از فيلرهايي مانند تالك و كربنات كلسيم استفاده مي‌كنند.
 اپوكسي‌ها گران قيمتند ولي خواص بهتري دارند. رهاسازهاي قالب براي فرمولاسيون ضروري است و در غير اينصورت قطعه به قالب مي‌چسبد و منجر به مشكلات جداكردن قطعه از قالب، تابيدگي، صدمه به قطعه و حتي قالب مي‌شود.
در فرمولاسيون هر دو رزين مي‌توان افزودني‌هاي ضد شعله يا خود خاموش كن را وارد كرد. اپوكسي بيشتر به خاطر پايداري ابعادي و استحكام بالا استفاده مي‌شود در حاليكه پلي استر در حجمهاي بالا و در كاربردهاي معمولي استفاده مي‌شود.


لايه گذاري


اتوكلاو

الياف شيشه متداولترين تقويت كننده در كامپوزيتهاي ساخته شده به روش لايه گذاري دستي مي‌باشند. اين الياف از رشته‌هاي نازكي كه با سيلان اصلاح سطح شده‌اند، تشكيل شده‌اند. سيلان چسبندگي رزين به الياف را بهبود مي‌بخشد.
در اين فرآيند انواع الياف از قبيل پارچه، نمد، الياف كوتاه و رشته‌اي استفاده مي‌شود و شكل الياف خيلي نقش بحراني در اين فرآيند ندارد. ولي البته الياف پارچه‌اي و نمد بيشتر استفاده مي‌شود.
لايه گذاري دستي در حدود سالهاي 1940 ابداع شد و مواد و روشها تفاوتهاي چنداني از آن وقت تا كنون نكرده‌اند، لايه گذاري دستي هنوز وابسته به مهارت كارگر مي‌باشد. اين فرآيند در ساخت كشتي با موفقيت بكار گرفته شده است.
ساير قطعات ساخته شده به اين روش عبارتند از گنبدها(
radomes
)، كانالهاي آب، استخر، تانكر، ميز و صندلي، تجهيزات محيطهاي خورنده، قطعات خودرو، اطاقك و خانه‌هاي پيش ساخته، صفحات صاف و موجدار، نمونه سازي و قالبهاي كامپوزيتي.
مهمترين امتيازات سيستم‌هاي پلي استر يا اپوكسي در روش لايه گذاري دستي عبارتند از: سهولت ساخت، ارزاني ابزار كار، رنگ آميزي‌هاي مختلف، خواص مناسب براي كاربردهاي مورد نظر، امكان ساخت قطعات بزرگ
يك فرآيندساده لايه گذاري دستي، روي يك قالب نر يا درون قالب ماده امكان پذير است. انتخاب قالب بستگي دارد به اين دارد كه كدام طرف قطعه از نظر ظاهري داراي اهميت است. اگر سطح بيروني مهم باشد از قالب ماده استفاده مي‌شود و اگر سطح داخلي اهميت داشته باشد از قالب نر.
اگر كيفيت بالاي سطح مورد نظر باشد، يك لايه از رزين داراي كاتاليزور روي قالب اسپري مي‌شود و اجازه مي‌‌‌يابد تا نيم پخت شود. اين لايه رزيني ژل كوت ناميده مي‌شود و يك لايه محافظ غير قابل نفوذ روي الياف تشكيل مي‌دهد. رزينهاي ژل كوت براي اينكار فرموله مي‌شوند تا منعطف بوده، در برابر تاول و تخريب مقاوم باشند.
سطح ديگر كامپوزيت معمولا زبر مي‌باشد ولي با بكار گيري يك سلفون يا فيلمي از جنس پلي وينيل الكل يا مواد مشابه، كمي با كيفيت تر مي‌شود. مواد زيادي براي ساخت قالب استفاده مي‌شوند از جمله چوب، پلي استر، اپوكسي، لاستيك و فولاد.
روش پيش آغشته مي‌تواند به عنوان ادامه روش لايه گذاري دستي در نظر گرفته شود. در اين فرايند الياف با رزين فرمول شده آغشته مي‌شود. تقويت كننده معمولا بصورت نوارهاي تك جهته از الياف يا پارچه بافته شده مي‌باشد و به منظور سهولت حمل و نقل و انبار، نيم پخت مي‌شوند. پيش آغشته نيم پخت، چرم مانند است و كمي چسبنده، بنابراين لايه‌ها روي شكل‌هاي پيچيده سر نمي‌خورند و مي‌توانند شكل برجستگي‌هاي قالب را به خود بگيرند و در نتيجه شكل‌هاي پيچيده به دقت قابل قالبگيري مي‌باشند.
از آنجا كه فرمولاسيون رزين در پيش آغشته داراي شروع كننده مي‌باشد، داراي تاريخ مصرف مي‌باشد و پيش از چند روز يا چند هفته نمي‌توان آنرا در دماي اطاق نگهداري نمود. بنابراين آنها را در فريزر نگهداري مي‌كنند تا تاريخ مصرف آنها به يك سال و يا حتي بيشتر برسد.معمولاً پيش آغشته‌ها با تجهيزات ساخت مخصوص ساخته مي‌شوند تا درصد رزين و الياف كنترل ‌شود. آغشته سازي كامل الياف با رزين مشكل نواحي آكنده از رزين(
resin reach ) و عاري از آن را حل مي‌كند. در نتيجه همگوني بهتري نسبت به لايه گذاري دستي حاصل مي‌شود. بنابراين از پيش آغشته در جاهايي استفاده مي‌شود كه كارايي قطعه حساس است. تقريبا تمام رزينهاي مورد مصرف صنايع كامپوزيت، به شكل پيش آغشته نيز وجود دارند.

پاشش رزين (spray up)


در تلاش براي افزايش اتوماسيون فرآيند دستي، روشهاي مختلف پاشش رزين ابداع شده‌اند. اين روشها با كاربرد رشته‌هاي (roving) ارزانتر، كاهش زمان اعمال رزين و آغشته سازي الياف و به حداقل رساندن اتلاف مواد، قيمت كلي كامپوزيت حاصل را كاهش مي‌دهند.

در فرآيند پاشش رزين، الياف و رزين بطور همزمان رو يا درون يك قالب پاشيده مي‌شوند. الياف رشته‌اي به يك خردكن وارد شده و بعد داخل جريانِ رزين همراه كاتاليست قرار مي‌گيرند. رزين و كاتاليست ممكن است دريك تفنگ پاشش (spray gun) و يا از دو تفنگ پاشش وارد شوند و در هر حال وقتي به قالب مي‌رسند، با هم مخلوط شده‌اند. سيستم پاشش ممكن است با هوا باشد. به منظور سهولت كار با دستگاه، معمولا تفنگ پاشش به يك ميله متحرك آويزان است.
پس از پاشش رزين و الياف و نشستن آنها روي قالب، از الياف آغشته به رزين، حبابهاي هوا توسط غلطك كاري خارج مي‌شوند و الياف كاملا خوابانده مي‌شوند و سطح صاف مي‌شود. لايه‌هاي بعدي رزين و الياف را نيز مي‌توان تا رسيدن به ضخامت مطلوب اعمال نمود. سپس قطعه را در فشار و دماي محيط پخت مي‌كنند، هر چند مي‌توان با اعمال حرارت، پخت را سريع كرد.
رزينهاي مورد استفاده دراين فرآيند معمولا پلي استر و اپوكسي هستند. با پاشش ژل كوت روي قالب مي‌توان يك سطح نهايي عالي ايجاد كرد.
طي فرآيند پاشش رزين، به منظور افزايش مقاومت در يك جهت يا محل خاص مي‌توان الياف پارچه‌اي را به آن اضافه نمود. قالب‌هاي فرآيند مي‌توانند از جنس چوب، وينيل پلي استر، اپوكسي، لاستيك و يا فولاد باشند.

 فرآيند پاشش رزين براي حجم توليد كم تا متوسط ايده آل است. بخصوص براي ساخت قطعات بزرگ بسيار مناسب است. علاوه بر اين، انتخاب لايه گذاري دستي يا پاشش رزين بستگي به خواص مكانيكي و محدوديتهاي فرايند دارد. خواص مكانيكي لايه گذاري دستي، به دليل پيوسته بودن الياف، بالاتر است. مزاياي هر دو روش بسيار شبيه هم است. فرآيند پاشش رزين هنوز براي توليد وان حمام، اطاقك دوش، قطعات اتومبيلهاي تفريحي، اطاق و سقف كاميون، صفحات بزرگ، اطاقك نگهباني و خانه پيش ساخته، اثاثيه منزل و قطعات معماري استفاده مي‌شود، اگر چه فراگيري اين فرآيند توسط ساير روشهاي شكل دهي مانند آر تي ام تحت الشعاع قرار گرفته است.

آميزه ‏هاي قالبگيري (SMC, BMC, Compression Molding)


بطور كلي آميز ه قالبگيري را مي‏توان مخلوطي از رزين، مواد پركننده، الياف تقويت كننده، آغازگر، رها ساز، رنگدانه، پايدار كننده و ديگر مواد افزودني دانست. اين آميزه‏ها معمولاً به شكلي كه مناسب براي قالبگيري نهايي است توليد مي‏گردند. بسته به شكل آميزه فرآيند قالبگيري مي‏تواند فشاري، ترزيقي و يا انتقالي باشد. كاربرد گستردة اين مواد به بهاي نسبتاً پائين و امكان بهينه سازي خواص آنها جهت كاربردهاي ويژه نسبت داده مي‏شود. آميزه‎‏هاي قالبگيري بر پايه اغلب رزين‏هاي گرما سخت وجود دارند اما آميزه ‎هاي بر پاية رزين پلي استر غير اشباع سهم عمده را بخود اختصاص مي‏دهند لذا در اينجا تأكيد روي آنها بوده است.

آميز ه قالبگيري ورقه‎اي :Sheet Moulding compound, (SMC)
اين آميزه ورقه‎اي چرم – مانند با ضخامت 5-3 ميلي متر ازمواد است كه بين دو فيلم نازك از پلي اتيلن عرضه مي‏گردد (اين فيلم‏ها قبل از قالبگيري آميزه برداشته مي‏شوند). ماده مورد استفاده در اين آميزه مخلوطي از الياف شيشه بريده شده و خميري از پلي استر غير اشباع مي‏باشد. يك تركيب درصد نمونه از اين خمير درجدول 2 آورده شده است. در اين جدول 70% وزني SMC را خمير تشكيل مي‏دهد و 30% باقيمانده را الياف شامل مي‏شود.

تركيب درصد نمونه از خمير آميزه قالبگيري ورقه‏اي

مواد

درصد وزني

رزين پلي‌استر غير اشباع ۲۳.۹
پركننده ۴۰.۷
تغليظ كننده ۰.۷
آغازگر ۰.۲۵
افزودني ضد جمع شدگي ۳.۴۵
رهاساز ۱
تاخير انداز جزئي

توليد SMC با تهيه محلول آبكي (slurry) از مواد در يك دستگاه مخلوط ساز با سرعت بالا آغاز مي‏گردد. همة اجزاء باستثناء تغليظ كننده بمدت 15 دقيقه با هم مخلوط مي‏شوند. در طي اين مدت دماي مخلوط تا حدود C ْ30 بالا مي‏رود. دراين مرحله ويسكوزيتة مخلوط حدود Pas 30-20 مي‏باشد. پس از اينكه عمل مخلوط سازي با تمام رسيد مادة تغليظ كننده (Thickener) اضافه گرديده و بسرعت طي مدت زمان حدود 5 دقيقه با بقية اجزاء مخلوط مي‏گردد. در اين مرحله خمير آماده است و جهت تلفيق با الياف به ماشين SMC منتقل مي‏گردد.

 

دراينجا خمير تهيه شده با ضخامت معين بر روي يك فيلم پلي اتيلني ( با پهناي يك متر و ضخامت mm 20-15) كه از رول فيلم بر بستر متحرك دستگاه باز مي‏شود ريخته مي‏شود. سرعت حركت اين فيلم بين m/min 9-5 مي‏باشد. اين فيلم از زير دستگاه برش الياف عبور مي‏كند و الياف بلند به طولهاي mm 25 بريده شده و با سرعتي كه درصد حجمي مورد نظر را فراهم سازد روي فيلم آغشته به خمير بصورت راندم مي‏نشينند. اين فيلم بهمراه فيلم ديگر كه فقط خمير روي آن ريخته شده و فاقد الياف است با هم ساندويچ شده و از يكسري غلطك عبور مي‏كنند. اين غلطك‎ها باعث آغشتگي الياف به رزين، خروج هوا از آميزه و همچنين تنظيم ضخامت ورق و در نتيجه تنظيم تركيب درصد الياف مي‏شود. در انتها ساندويچ تهيه شده بر روي يك غلطك بصورت رول جمع‏آوري مي‏گردد و در يك فيلم نايلون يا سلوفان پيچيده شده تا از فرار مونومر جلوگيري شود. اين رول سپس به محيطهاي كنترل از لحاظ دمائي منتقل شده تا مرحله تغليظ شدن در آن سپري شود. در مرحله تغليظ اجازه داده مي‏شود تا ويسكوزيته تركيب به حدي برسد كه ورق SMC براحتي قابل جابجائي، برش و قالبگيري باشد.

 

وجود پركننده باعث بهبود كيفيت سطح قطعه شده و تغييرات ابعادي (انقباض) قطعه را كه ناشي از پخت رزين است كاهش مي‏دهد. همچنين تأثير عمده‎اي در كاهش قيمت تمام شدة محصول دارد.
درصد وزني پركننده در آميزه بستگي به نوع پركننده، خواص رئولوژيكي رزين و درصد الياف دارد. بطور كلي ميزان پركننده بايد در حدي باشد كه خيس شدگي مناسب سطح الياف با رزين را مانع نشده و جريان رزين را در قالب دچار اشكال نكند. هر چه درصد الياف بيشتر باشد نسبت پركننده به رزين كمتر مي‏شود. بطوريكه نسبت پركننده به رزين براي آميزه‎هاي قالبگيري ورقه‎اي با 30%، 50% و 65% الياف به ترتيب 5/1، 5/0 و صفر باشد.
آغازگر نقش شروع واكنش پخت را به عهده دارد. بطور معمول آغازگرهاي مورد استفاده در آميزه‎هاي قالبگيري رزين پلي استر، پراكسيدهاي آلي با فرمول عمومي ROOR مي‏باشد كه در شرايط دمائي خاص به راديكالهاي مربوط (ROo) تجزيه گشته و اين راديكال‎ها با حمله به نواحي غير اشباع در زنجيرة پليمري منجر به پخت رزين مي‏گردند.
معمول‎ترين آنها ترت بوتيل پربنزوات (TBPB) و 1و1-دي (ترت بوتيل پراكسي) سيلكوهگزان مي‏باشند كه در دماي قالبگيري 140o-160 ° C بكار گرفته مي‏شود. براي كم كردن زمان قالبگيري و همچنين دماي قالبگيري از پراكسيدهاي فعال‏تر مانند t – Butyl Peroctoate استفاده مي‏شود. البته بكارگيري چنين سيستم‎هائي منجر به كوتاه‎تر شدن عمر نگهداري ورقه‎هاي SMC مي‏شود. براي كاهش زمان پخت مي‏توان از سيستم آغازگر دوتايي نيز استفاده كرد. در اين صورت به آغازگر در دماي بالا درصدي از آغازگر با دماي پائين اضافه مي‏شود.
در حين تهية تركيب قالبگيري و در مدت ذخيره سازي آن امكان آغاز تدريجي واكنش پخت رزين وجود دارد. نقش جلوگيري كننده‎ها، ممانعت از شروع واكنش پخت از آغاز تهيه تا پايان ذخيره سازي تركيب مي‏باشد. اين مواد از خانوادة تركيبات كينوني مي‏باشد و در مقادير بسيار كم (حدود ۰.۰۲ %) به فرمولاسيون اضافه مي‏شوند. هيدروكينون و پارا بنزوكينون از مواد معمول بدين منظور مي‏باشند. وجود اين مواد در فرمولاسيون سرعت پخت و در نتيجه افزايش ويسكوزيته را در مراحل اوليه قالبگيري كاهش مي‏دهد. اين امر به بهبود جريان آميزه و پرشدن قالب كمك مي‏كند و لذا از بروز نقايص چون پر نشدن كامل قالب و ايجاد فضاهاي خالي (Void) در قطعه جلوگيري مي‏نمايد.
در هنگام قالبگيري، ورق SMC مي‏بايد براحتي قابل انتقال به داخل قالب و برش به اندازه‎هاي مورد نياز باشد. نقش تغليظ كننده افزايش ويسكوزيته آميزه به اندازه‎اي است كه شرايط مورد نظر را فراهم سازد. در واقع عمل تغليظ خمير رزين را از مايعي با ويسكوزيتة حدود Pas 30 به ماده‎اي چرم – مانند با ويسكوزيتة در محدودة Pas 105-104 تبديل مي‏نمايد. در اين شرايط آميزة غير چسبنده بوده و قابليت انعطاف دارد. تغليظ كننده‎هاي معمول براي رزين پلي استر غير اشباع، اكسيدها و هيدرواكسيدهاي فلزات گروه I IA مانند CaO, Mg(OH)2, MgO مي‏باشند. عقيده براين است كه افزايش ويسكوزيته رزين بدليل واكنش يون فلزي با گروههاي كربوكسيليك انتهائي موجود در زنجيرة پليمري و تشكيل زنجيرها و كمپلكس‏هاي با جرم ملكولي بالاتر است. نوع، ميزان و اندازة ذرة تغليظ كننده و همچنين شرايط رطوبت و دماي نگهداري SMC بر روند افزايش ويسكوزيته در طي فرآيند تغليظ و همچنين ويسكوزيتة نهائي تركيب اثر دارند.
ويسكوزيته نهائي ورقة SMC در كيفيت قطعه قالبگيري شده نقش بسزائي دارد و بايد در محدودة خاصي باشد كه بين 106 ´ 50 و106 ´ 130 سانتي پواز است. در طي فرآيند قالبگيري ورقه SMC ، پيوندهاي تشكيل شده در عمل تغليظ بدليل افزايش حرارت شكسته شده و ويسكوزيتة آميزه كاهش يافته بگونه‎اي كه در قالب جاري مي‏شود و آنرا پر مي‏كند. بدنبال آن رزين شروع به ژل شدن نموده كه افزايش سريع ويسكوزيته را شاهد خواهيم بود.

تركيبات قالبگيري DMC, BMC
اين تركيبات بمنظور استفاده از فر‌آيندهاي اتوماتيك‏تر براي قالبگيري سيستم‎هاي رزيني توسعه يافته‏اند. اين مواد تركيبات خميري شكل بوده كه به طور ناپيوسته در مخلوط ساز ژاكت دار با تيغه Z يا زيگما توليد مي‏گردند. مخلوط ساز متشكل از دو ظرف يكسان U -شكل از جنس فولاد زنگ نزن بوده كه درون هر ظرف تيغه‎اي وجود دارد. اين تيغه‎ها در جهت مخالف هم چرخش دارند. ظرفيت اين مخلوط سازها بين چند كيلوگرم تا حدود 10 تن مي‏باشد.
DMC مخلوطي است از الياف شيشه بريده شده و خميري از رزين پلي استر غير اشباع كه با افزودني‏هاي مختلف پر شده است. تركيب نمونه‏اي از اين خمير در جدول 6 آورده شده است.

تركيب درصد نمونه‏اي از خمير DMC

ماده مقدار جزئیات
رزین پلی استر غیر اشباع ۱۰۰ رزين ارتوفتاليك با ويسكوزيته 10سانتي‌پويز
افزودنی ضد جمع شدگی ۶۵-۴۰ محلول ۳۰٪ وزنی از ماده‌ای مانند پلی استایرن در استایرن
پرکننده ۲۰۰-۱۵۰ کربنات کلسیم
روان ساز ۵-۳ استئارات روی و کلسیم
آغازگر ۲-۱ ترشيو بوتيل پربنزوئات
رنگدانه ۱۰-۵ رنگدانه‌هاي معمول


توليد DMC معمولاً در درجه حرارت اتاق انجام مي‏شود هر چند امكان گرم كردن يا سرد كردن مخلوط از طريق گردش روغن در ژاكت مخلوط ساز وجود دارد. در فرآيند توليد ابتداء مواد پودري وزن گرديده و بمدت يك دقيقه با هم مخلوط مي‏شوند. رزين و ديگر مواد افزودني اضافه شده و مخلوط سازي بمدت 30-15 دقيقه ادامه مي‏يابد. در طي اين مدت مي‏توان مخلوط سازي را بمنظور پاك سازي ديوارة ظرف متوقف نمود. پس از هموژن شدن مخلوط الياف تقويت كننده بتدريج اضافه شده و با مخلوط آبكي رزين مخلوط مي‏شوند. اين عمل حدود 5 دقيقه بطول مي‏انجامد و هدف آن صرفاً توزيع مناسب الياف در سراسر رزين است. براي مخلوط سازهاي با تيغة Z يا زيگما فاصله بين تيغه و ديوارة ظرف در محدودة 3 تا 12 ميلي متر است. هر چه اين فاصله كمتر باشد عمل مخلوط سازي بهتر صورت مي‏گيرد اما احتمال آسيب رساندن به الياف بيشتر مي‏شود. نهايتاً تركيب حاصله در فيلم‎هائي كه مانع از تبخير مواد فرار مي‏شوند بسته ‏بندي گرديده و يا بصورت رشته اكسترود شده و در بشكه‏ هاي خاص نگهداري مي‏شوند.
BMC عموماً به تركيبي اطلاق مي‏گردد كه بر پايه رزين ايزوفتاليك است و همچنين عمل تغليط‏سازي در آن بوسيله MgO صورت مي‏گيرد. عمل تغليظ‏سازي مي‏تواند ميزان پركننده را تا phr 100 تقليل دهد و لذا امكان افزايش ميزان تقويت كننده را فراهم سازد. كاهش ميزان پركننده در BMC ظاهر سطحي بهتري را نسبت به DMC براي آن فراهم مي‏سازد.

نمونه ‏هاي از تركيبات قالبگيري BMC و DMC

قالبگيري فشاري آميزه ‎‏هاي قالبگيري:
بمنظور قالبگيري آميزه‏هاي
BMC, DMC, SMC مي‏توان از قالبگيري فشاري استفاده كرد. مراحل كلي فرآيند را مي‏توان بصورت زير بيان نمود.
مرحلة اول
: در اين مرحله آميزه بايد باندازة مورد نظر در قالب قرارداده شود. آميزة DMC, BMC  را مي‏توان پس از وزن نمودن بصورت توپ گرد درآورد و در وسط قالب قرار داد. آميزة SMC را مي‏توان بصورت لايه‏هاي مختلف بريد و بگونه‏اي در قالب چيد كه حدود %80-70 سطح قالب پوشانده شود.
مرحلة دوم: قسمت بالائي قالب (فك متحرك) بسرعت پائين آورده مي‏شود. تا در تماس با سطح مواد قرار گيرد. سپس سرعت كم مي‏شود و بآرامي قالب بطور كامل بسته مي‏شود. سرعت بسته شدن قالب اهميت دارد، چرا كه سرعت بالا منجر به بدام افتادن هوا در قطعه و سرعت پائين منجر به پخت رزين و احتمال پرنشدن قالب مي‏شود.
مرحلة سوم
: در اين مرحله و پس از بسته شدن قالب براي مدتي قطعه در قالب نگه داشته مي‏شود تا مراحل پخت رزين با تمام برسد. سپس قالب باز شده و قطعة پخت شده بوسيله ميله‎ هاي خارج كننده به بيرون رانده مي‏شود.
سيكل قالبگيري بستگي به سيستم رزين-‎آغازگر، ضخامت قطعه و پارامترهاي ديگر دارد اما بطور نمونه مي‏توان گفت كه در حدود 45 ثانيه بازاي هر ميلي متر ضخامت در درجه حرارت بين
°C 160-120 و فشار بين psi,
1000-200 مي‏باشد.
موارد زير مي‏توانند در كيفيت قطعه حاصله مؤثر باشند.

-
        پيش حرارت دهي مواد قالبگيري
-
        قالبگيري در محيط خلاء
-
        پوشش دهي درون قالبي

.

تزريق رزين (RTM)

 RTM يك فرآيند قالب بسته مي‌باشد. در اين فرآيند ابتدا الياف را در يك قالب دو كفة نر و ماده قرار مي‌دهند. سپس رزين مايع و كاتاليست توسط يك ميكسر ايستا مخلوط مي‌شوند و مخلوط آنها از طريق منافذ تزريق با يك فشار مختصر وارد قالب مي‌شود. فشار تزريق معمولاَ كمتر از  KPa700 مي‌باشد. هواي محبوس در بين الياف با ورود رزين، به سمت خروجي‌هاي قالب رفته، از قالب خارج مي‌شوند. كنترل شكل پر شدن قالب براي دستيابي به آغشته سازي كامل الياف، از اهميت خاصي برخوردار است. تشكيل نواحي عاري از رزين و آكنده از آن باعث از رده خارج شدن قطعه مي‌شود. چرخة پخت به ضخامت قطعه، نوع رزين و دماي قالب دارد. قطعات معمولاً در قالب گرم پخت مي‌شوند و عمليات پس پخت براي بهبود خواص مكانيكي بكار مي‌رود. RTM براي توليد قطعات بزرگ و پيچيده داراي مزيت است. سرعت نسبتاَ بالا، مطلوب بودن دو طرف سطح، به راحتي قابل دستيابي است. امكان پخت قطعه در قالب موجب كاهش قابل ملاحظة زمان فرآيند در مقايسه با فرآيند لايه گذاري دستي است.
 از آنجايي كه
RTM مانند اتوكلاو داراي محدوديت ابعاد و فشار نيست، ابزارهاي جديد براي ساخت قطعات بزرگ و پيچيده قابل استفاده‌اند.

  فرآيند RTM هيچگاه بدون حل مسايل مربوط به اتوماسيون فرآيند ساخت و پيش شكل ابزاركاري، تحليل جريان پر شدن قالب و شيمي رزين، تا اين حد گسترش و تعميم نمي‌يافت. در دو دهة گذشته پيشرفت سريع در RTM، اين مشكلات را حل كرد و پتانسيل فرآيند RTM را براي ساخت كامپوزيتهاي پيشرفته اثبات نمود. مزاياي اين فرآيند مي‌تواند بصورت ذيل خلاصه شود:

-

  امكان ساخت قالبها و قطعات با تلورانس ابعادي دقيق
-
  كيفيت مناسب دو روي قطعه
-
  امكان چينش دلخواه الياف
-
  امكان كاربرد 65% حجمي الياف
-
  يكنواختي جمع شدگي با توجه به همگوني ضخامت و بارگذاري الياف
-
  امكان تعبية الحاقات فلزي و غيره درون قالب
-
  پايين بودن نسبي قيمت تجهيزات
-
  پايين بودن فشار تزريق
-
  كم كردن انتشار مواد فرار
-
  كاهش اتلاف مواد
-
  قابليت ساخت قطعات پيچيده و توخالي
-
  امكات اتوماسيون و بالا بردن سرعت توليد
-
  كاهش حباب در قطعه
 امكان ساخت قطعات با ضخامت يكدهم تا نود ميلي متر

از سوي ديگر، RTM داراي معايبي نيز هست؛ طراحي قالب، حساس است و نياز به مهارت دارد. درگاه نامناسب تزريق و خروجي مي‌تواند منجر به ايجاد نقص در قطعه شود. كنترل آغشته سازي و شكل جريان مشكل است. در گوشه‌ها و لبه‌ها نقاط آكنده از رزين بوجود مي‌آيد. در مجموع مي‌توان گفت خواص قطعه حاصل از اين فرآيند معادل قطعات حاصل از قالبگيري  مي‌باشد ولي به خوبي پلتروژن و رشته پيچي نيست.

پالتروژن

پلتروژن فرآيند پيوسته‏اي براي توليد انواع پروفيلهاي كامپوزيتي است. در اين فرآيند، الياف تقويت كننده را از يك حمام عبور مي‏دهند تا به رزين آغشته شود. سپس الياف آغشته شده را وارد يك قالب گرم مي‏نمايند و نمونة پخت شده را توسط يك دستگاه كشش بيرون مي‏كشند. بعد از اين مرحله امكان برش محصول در اندازه‏هاي دلخواه وجود دارد. اين فرايند تا حدودي مشابه فرايند اكستروژن پلاستيكها و توليد پروفيلهاي پلاستيكي است.

 

از جمله مزاياي اين روش كه يكي از باصرفه‏ترين روشهاي توليد كامپوزيتهاست، اين است كه درصد الياف در آن بالاست و چون الياف بصورت طولي آرايش مي‏يابند، محصول داراي استحكام كششي و فشاري بسيار بالايي است. همچنين سطح محصول نهايي كاملاً صاف است و نيازي به فرآيندهاي تكميلي نيست.
مراحل فرآيند:

  • ورودي الياف: الياف تقويت كننده‏ به شكلي هستند كه بطور پيوسته فرآيند امكان پذير باشد. قفسة الياف پيوسته، اولين قسمت خط فرآيند مي‏باشد. بعد از قفسة الياف، قفسة نمد الياف شيشه يه پارچة‌ها سطح قرار دارد. حركت الياف از ناحية آغشته ‏سازي مي‏بايست كنترل شود تا از هرگونه پيچش و گره و آسيب محفوظ بماند. اينكار مي‏تواند توسط راهنماهاي فلزي، سراميكي و يا تفلوني انجام ‏شود.

  • ‍حمام آغشته‏‌سازي: آغشته‌‏سازي الياف تقويت كننده، از اصول فرآيند پلتروژن مي‌باشد. غوطه‏‌وري در حمام يك راه براي اين كار است. در اين روش الياف از رو و زير ميله‌‏هاي آغشته‌‏سازي عبور داده مي‏شوند تا از هم باز، و به رزين آغشته گردند. معمولاً در ساخت پروفيلهاي پيچيده، بعد از حمام و قبل از قالب، از صفحاتي براي شكل دادن به الياف آغشته به رزين، استفاده مي‏‌كنند. پوشش اين صفحات بايد از جنسي مناسب باشد تا از وارد ساختن هرگونه تنش به الياف آغشتة ضعيف شده، جلوگيري به عمل آيد. معمولاً اين قطعات از جنس تفلون، پلي‏ اتيلن با جرم مولكولي بسيار بالا ، فولاد با پوشش كرم و يا آلياژهاي مناسب فولادي مي‏باشند.

  • قالب: قالب پلتروژن، قلب اين فرايند محسوب مي‏شود. چرا كه دما، كنترل كنندة سرعت واكنش پخت، محل پخت رزين در قالب و شدت گرماي حاصل از پخت رزين مي‏باشد. قطعه‌‏اي كه كامل پخت نشده باشد، خواص فيزيكي و مكانيكي ضعيفي از خود نشان مي‏دهد. همچنين اگر گرماي اضافي در قالب وجود داشته باشد، نقص و ترك حرارتي، موجب افت خواص الكتريكي، شيميايي و مكانيكي قطعه مي‏شود.

  • گيره و كشش: حداقل 3 متر فاصله بين خروجي قالب و محل كشش مي‏بايس تعبيه شود تا قطعه فرصت سرد شدن پيدا كند و در برابر فشار گيرة كشش تغيير شكل ندهد. سه روش براي كشش مرسوم است؛ كشش رفت وبرگشتي متناوب، كشش رفت و برگشتي پيوسته و كشش توسط سيستم تسمه نقاله‏اي.

  • برش: هر خط پيوستة پلتروژن احتياج به يك سيستم برش دارد تا طولهاي مناسب از قطعه تحويل شود. هردو روش برش خشك و تر قابل استفاده مي‏باشند. ولي در هر حال تيغه برش مي‏‌بايست الماسه باشد. در صورتيكه سرعت خط بالا باشد، تيغه برش همراه پروفيل حركت مي‏كند.

مواد: با توجه به خواص مورد نظر، مي‏توان از الياف و رزينهاي مختلفي استفاده نمود. الياف تأمين كنندة خواصي چون استحكام كششي و ضربه، سفتي و مانند آن مي‏باشند ولي رزين تأمين كنندة خواص فيزيكي مانند آتشگيري، مقاومت در برابر شرايط جوي، هدايت حرارتي و مقاومت شيميايي مي‏‌باشند. براي بهبود خواص نيز از انواع افزودني‏ها استفاده مي‌‏شود.
الياف: در انتخاب الياف سه ويژگي مورد بررسي قرار مي‏گيرد: نوع الياف (شيشه، آراميد و كربن)، شكل آنها ( Roving,Mat,Fabrics ) و آرايش يافتگي آنها.
الياف شيشه مرسوم ترين نوع الياف مورد مصرف مي‏باشند. الياف شيشه نوع الكتريكي ( E-grade )، استحكام كششي حدود Mpa 3450 و مدول كششي Gpa 70 و ازدياد طول 3 تا % 4 دارند و با قطر و وزن مختلف در دسترس مي‏باشند. سطح الياف نيز متناسب با رزين كاربردي پوشش داده شده‌‏اند. براي كاربردهاي خاص مي‏توان از الياف نوع S يا R استفاده نمود.

ماتريس پليمري:
پلي استر غير اشباع: هر دو نوع ايزو و ارتو فتاليك قابل استفاده مي‏باشند. پلي استر مورد مصرف در فرآيند پلتروژن بايد امكان ژل شدن و پخت سريع را داشته باشد تا قطعه از قالب جدا شود و بيرون كشيدن آن به سهولت انجام پذيرد. ويسكوزيته رزينهاي معمول پلتروژن cP 500 مي‏باشد. اگر ويسكوزيتة رزين بالا باشد، مي‏توان آنرا با مقاديري استايرن مخلوط نمود تا ويسكوزيته مناسب بدست آيد. البته بايد توجه داشت مقدار استايرن آنقدر زياد نشود كه بصورت واكنش نكرده يا پلي ‏استايرن درآيد.
پراكسيدهاي مورد استفاده در اين فرآيند، بايد در دماي بالاتر از محيط فعال شوند. به عنوان نمونه مي‏توان به موارد زير اشاره نمود:

به علت پيوندهاي غير اشباع، پلي استر پس از پخت 7 درصد جمع‏شدگي نشان مي‏دهد. اين نقص مي‏تواند توسط فيلر و افزودني‏هاي Low Profile جبران گردد.
خواص الكتريكي پلي‏استر، قطعات آنرا مناسب براي كاربردهاي ولتاژ بالا ساخته است. مقاومت در برابر شرايط محيطي پلي‏استر، متوسط تا خوب است. خواص بهتر توسط افزودني‏ها و پارچه و پوشش (حتي بعد از فرآيند) قابل دستيابي است.
وينيل استر: اين رزين نسبت به پلي‏استر داراي مقاومت خورندگي، خواص مكانيكي و حرارتي بهتري مي‏باشد ولي حدود 75 درصد گرانتر مي‏باشد.
رزين اپوكسي: اين رزين براي استفاده در دماهاي بالاتر مناسبتر است ضمن آنكه خواص مكانيكي آن عاليست.
ساير رزينها: از رزينهاي ديگري مانند فنوليك، پلي‏متيل متااكريلات و حتي ترموپلاستها استفاده نمود.
مواد افزودني:
فيلر: در فرآيند پلتروژن پركردن قالب اهميت فراواني دارد. براي اين منظور از پركننده‏ها استفاده مي‏شود. بعد از رزين و الياف، سومين بخش رزين را تشكيل مي‏دهد. از معمولترين فيلرها، كربنات كلسيم، سيليكات آلومينيم و هيدروكسيد آلومينيم را مي‏توان نام برد. با توجه به ويسكوزيتة فرمولاسيون، تا 50 درصد وزني فيلراستفاده مي‏شود.
عامل جدا كننده( release agent ): به منظور جداشدن قطعه از قالب، مي‏بايست از يك عامل جداساز استفاده شود. اين عامل نبايد كاملاً ناسازگار با رزين باشد و همچنين سازگاري آن به حدي نباشد كه به سطح قطعه مهاجرت نكند. همچنين بايد قبل از پخت رزين مذاب شده باشد.
ساير افزودني‏ها: در فرآيند پلتروژن مي‏توان از انواع رنگدانه‏ها، افزودني‏هاي بهبود خواص حرارتي و ساير مواد مرسوم در صنعت كامپوزيت استفاده نمود.
خواص: جهت مقايسه خواص پروفيلهاي پلتروژن با ساير مواد جداول ذيل ارائه مي‏گردد:

 مقايسه خواص مكانيكي پروفيلهاي پلتروژني با ساير مواد

 مقايسه خواص فيزيكي-شيميايي پروفيلهاي پلتروژني با ساير مواد 

 مزاياي پلتروژن: پلتروژن يكي از اقتصادي‏ترين روشهاي توليد پروفيلهاي كامپوزيتي مورد مصرف در صنايع ساختمان است.
  از اين فرآيند در ساخت قطعات سبك مقاوم در برابر خورندگي، سيستمهاي عايق الكتريكي، سازه‏هاي ساحلي و بسياري از كاربردهاي ديگر استفاده مي‏شود. ويژگيها و مزاياي قطعات حاصل از اين روش، در جدول زير خلاصه شده است:

 كاربردها:

كاربرد قطعات پلتروژني محدوده وسيعي را در بر مي‏گيرد:

.

رشته پيچي (filament winding)


رشته پيچي يك روش ساده و كارا براي توليد قطعات مدور مانند لوله و ظروف استوانه‌اي در اندازه‌هاي مختلف مي‌باشد. قطعات با قطر mm 25 تا m 6 در اين فرآيند متداول مي‌باشد. در اين فرآيند الياف رشته اي يا نوارهاي پيوستة الياف با شرايط كنترل شده روي يك مغزي پيچيده مي‌شوند. لايه‌ها با يك طرح يكسان و يا متفاوت پيچيده مي‌شوند. به هنگام پيچش الياف، كشش الياف بين لايه‌هاي پخت نشده كامپوزيت فشار ايجاد مي‌كند. اين فشار بر فشردگي الياف و درصد حباب هوا در قطعه- كه كنترل كنندة استحكام و سفتي قطعه مي‌باشد- مؤثر است. رزين ممكن است قبل، به هنگام و بعد از پيچش روي الياف اعمال شود. در نهايت رزين در دماي محيط و يا دماي بالاتر و بدون اعمال فشار پخت شده، مغزي از درون آن بيرون كشيده مي‌شود. عمليات تكميلي مانند ماشين كاري و سنباده زني معمولاً احتياج نيست.

چرخه توليد كامپوزيتهاي رشته پيچي شده را مي‌توان به مراحل ذيل تقسيم نمود:
-
        پيچش قطعه روي مغزي
-
        حرارت دهي و پخت رزين كه منجر به شكل‌گيري قطعه مي‌شود.
-
        سرد كردن قطعه
-
        بيرون كشيدن قطعه از مغزي

در ابتدا فقط از الياف شيشه به عنوان تقويت كننده در اين فرآيند استفاده مي‌شد ولي امروزه براي قطعات با استحكام بالا از الياف كربن و براي قطعات چقرمه و سبك از الياف آراميد استفاده مي‌شود. اين الياف به شكلهاي فيلامنت تنها، رشته‌اي، پارچه و نوارهاي بافته و نبافته مي‌توانند استفاده شوند.
پلي استرها و وينيل استرها بدليل قيمت پايين، خواص خوب مكانيكي و شيميايي، بسيار مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در برخي قطعات نظامي و هوافضايي از رزين اپوكسي استفاده مي‌شود. سيليكونها، فنوليكها و پلي ايميدها محدود به كاربرد ويژه الكتريكي يا دماي بالا مي‌باشند.
انتخاب يك رزين خاص در يك سيستم مشخص بستگي به شرايط فرآيند، الزامات پخت و خواص فيزيكي مورد نظر دارد. ويسكوزيته و تاريخ مصرف سيستمهاي مخلوط با كاتاليست از نظر فرآيندي داراي اهميت فراواني است. زمان ژل شدن و رفتار جريان نيز متغيرهاي مهمي محسوب مي‌شوند. براي خيس خوردگي الياف و خروج هواي محبوس، ويسكوزيتة پايين رزين الزامي است.
اگرچه رزينهاي گرماسخت در فرآيند رشته پيچي متداول هستند، ولي تحقيق و توسعه در بكارگيري ماتريسهاي گرمانرم نيز در اين فرآيند پيشرفتهاي خوبي داشته است و قطعات حاصله خواص ممتازي از خود نشان داده‌اند.
عمده‌ترين عوامل مؤثر بر خواص قطعات تهيه شده به روش رشته پيچي عبارت است از:

     -
  درصد رزين و توزيع آن
     -
  كشش به هنگام پيچش الياف
     -
  شرايط الياف آغشته شده
     -
  پهناي نوار الياف مورد استفاده
     -
  آرايش الياف
     -
  سيكل پخت
جدا كردن تأثير هركدام از عوامل فوق دشوار است و به هم مربوط مي‌باشند. از جمله نقايص يا ضعفهايي كه در قطعه به چشم مي‌خورد مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:
حباب هوا، نقاط خشك، نقاط آكنده از رزين، شكست زودهنگام، نواحي شكست موضعي پخت ناقص يا ناهمگون.
درصد رزين و توزيع آن براي كنترل وزن و ضخامت اهميت فراواني دارد. اكثر قطعات هوافضا داراي تلورانس وزني 2% مي‌باشند. از نظر استحكام تغييرات مفرط درصد رزين، موجب ناهمگوني توزيع تنش و شروع شكست مي‌شود. درصد رزين به كششِ هنگام پيچش بسيار وابسته است. جريان رزين حاصل از فشار الياف، جهت خارج كردن حبابهاي هوا و ساير مواد فرار سودمند است ولي كشش به هنگام پيچش يك متغير حساس در كنترل و كاهش مقدار حبابهاست. حبابهاي اضافي موجب كاهش استحكام برشي بين لايه‌اي و افت استحكام فشاري و مقاومت در برابر خمش و شكم دادن مي‌شود.
دما، رطوبت، شرايط آب و هوايي، پيري  و ساير شرايط محيطي بر خواص كامپوزيتهاي رشته پيچي شده تأثير مي‌گذارند. تأثير اين عوامل همانند تأثير بر قطعات كامپوزيتي تهيه شده با ساير روشها، مي‌باشد. مسئله‌اي كه وجود دارد اين است كه پايين بودن درصد رزين در كامپوزيتهاي رشته پيچي شده، موجب مي‌شود كه آنها براي نفوذ رطوبت و تخريب در محيطهاي شديداً مرطوب مستعدتر شوند. تأثير منفي دوره‌هاي گرما-رطوبت مي‌تواند با استفاده از رزينهاي كاراتر در لايه‌هاي آخر به حداقل برسد.
قطعات رشته پيچي شده از نظر كميت هم در صنايع هوافضا و هم كاربردهاي تجاري، اهميت قابل توجهي دارند. البته تكنولوژي پيچش و طراحي در اين دو زمينه متفاوت است زيرا كارايي‌هاي مورد نظر متفاوت مي‌باشد.
تكنولوژي پيچش در صنايع هوافضا بسيار ويژه و طراحي شده براي كارهاي خاص و با قيمتهاي بالاتر مي‌باشد. عمده تلاشها در راستاي بكارگيري اين تكنولوژي در ساخت بدنة موتور راكتها، مخازن تحت فشار، لوله‌هاي شليك موشك و ملخ هلي كوپتر بوده است. در آنجا نسبت استحكام به دانسيته بيشترين اهميت را داراست و هدف اين است كه الياف در جهت نيروي اعمالي آرايش داده شوند. از سوي ديگر در بخش تجاري نگاهها بسوي كاهش قيمت توليد و استحكام متوسط مي‌باشد. سيستم الياف شيشه - رزين پلي استر به همراه تجهيزات سادة پيچش، براي سرعت بالاي توليد و قيمت پايين با موفقيت بكار گرفته شده‌اند. براي تانكهاي ذخيره سازي، لوله‌هاي انتقال مواد مورد مصرف در صنايع شيميايي، فنرها، محور خودرو و پره‌هاي توربين بادي از مواد مقاوم شيميايي و گريدهاي الكتريكي استفاده مي‌شود.

مقايسه روش‌هاي شكل‌دهي

در جداول ذيل، متغيرهاي فرآيندي، مزايا و معايب، قيمت و مواد مورد مصرف در فرآيندها با هم مقايسه شده است.

مزايا و معاب فرآيندهاي مختلف شكل دهي

 

مقايسه پارامترهاي فرآيندي در روشهاي شكل دهي

مقايسه مواد مورد استفاده در فرآيندهاي شكل دهي مختلف

مقايسه فاكتورهاي هزينه‌اي در فرآيندهاي مختلف:

 


 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:12  توسط احسان بهشتی  | 

 

 [1] Hamada, H., Fukute, T., and Yamamoto, K., “Bending Behavior of Unbounded Prestressed Concrete Beams Prestressed with CFRP Rods,” Fiber Reinforced Cement and Concrete, Proceedings of the Fourth RILEM International Symposium, Sheffield, 1992, pp. 1015-1026.

 

[2] Saadatmanesh, H., and Ehsani, M. R., “RC Beams Strengthened with GFRP Plates, I: Experimental Study,” Journal of Structural Engineering, ASCE, Vol. 117, No. 11, 1991, pp. 3417-3433.

 

[3] Bedard, Claude, “Composite Reinforcing Bars: Assessing Their Use in Concrete,” Concrete International, 1992, pp. 55-59.

 

[4] Sharp, B. N., “Reinforced and Prestressed Concrete in Maritime Structures,” Proceedings of the Institution of Civil Engineers, Structures and Building, Vol. 116, No. 3, 1996, pp. 449-469.

 

[5] Hamid, Ahmad A., “Improving Structural Concrete Durability in the Arabian Gulf,” Concrete International, July, 1995, pp. 32-35.

 

[6] Ali, Mohammed Gholam, Dannish, Sami Abdulla, and Al-Hussaini, Adel, “Strength and Durability of Concrete Structures in Bahrain,” Concrete International, July, 1996, pp. 39-45.

 

[7] Matta, Z., “Chlorides and Corrosion in the Arabian Gulf Environment,” Concrete International, May, 1992, pp. 47-48.

 

[8] Matta, Z., “Deterioration of Concrete Structures in the Arabian Gulf,” Concrete International, Juky, 1993, pp. 33-36.

 

[9] Matta, Z., “More Deterioration of Reinforced concrete in the Arabian Gulf,” Concrete International, November, 1993, pp. 50-51.

 

[10] Razaqpur, A. G., and Kashef, A. H., “State-of-the-Art on Fiber Reinforced Plastics for Buildings,” Submitted to: Institute for Research in Construction – National Research Council of Canada, Carleton University, Ottawa, 1993.

 

[11] Rostasy, F. S., “FRP Tensile Elements for Prestressed Concrete – State of the Art, Potentials and Limits,” Fiber-Reinforced-Plastic Reinforcement for Concrete Structures, International Symposium, ACI-SP-138, 1993, pp. 347-366.

 

[12] Minosaku, Koichi, “Using FRP Materials in Prestressed Concrete Structures,” Concrete International, 1992, pp.41-45.

 

[13] Erki, M. A., and Rizkalla, S. H., “Anchorages for FRP Reinforcement,” Concrete International, 1993, pp. 54-59.

 

[14] Martin, Roderick H., “Fiber Reinforced Plastic Standards for the Offshore Industry,” SAMPE Journal, Society for the Advancement of Material and Process Engineering, 1996, pp. 37-41.

 

[15] Yamasaki, Y., Masuda, Y., Tanano, H., and Shimizu, A., “Fundamental Properties of Continuous Fiber Bars,” Fiber-Reinforced-Plastic Reinforcement for Concrete Structures, International Symposium, ACI-SP-138, 1993, pp. 715-730.

 

[16]  Tarricone, Paul, “Plastic Potential,” Civil Engineering, 1993, pp. 62-64.

 

[17] Ehsani, M. R., Saadatmanesh, H., and Tao, S., “Bond of GFRP Rebars to Ordinary- Strength Concrete,” Fiber-Reinforced-Plastic Reinforcement for Concrete Structures, International Symposium, ACI-SP-138, 1993, pp. 333-346.

 

[18] Char, M. S., Saadatmanesh, H., and Ehsani, M. R., “Concrete Girders Externally prestressed with Composite Plates,” PCI Journal, 1994, pp. 40-51.

 

[19] Mashida, M., and Iwamoto, K., “Bond Characteristics of FRP Rod and Concrete After Freezing and Thawing Deterioration,” Fiber-Reinforced-Plastic Reinforcement for Concrete Structures, International Symposium, ACI-SP-138, 1993, pp. 51-70.

 

[20] Hahn, H. T., and Kim, R. Y., “Swelling of Composite Laminates,” Advanced Composite Materials-Environmental Effects, ASTM-STP 658, 1978, pp. 98-130.

 

[21] Mallick, P. K., Fiber Reinforced Composites, Marcel Dekker, Inc., New Yoek, 1988.

 

[22] Burnsell, A. R., “Long-Term Degredation of Polimeric Matrix Composites,” Concise Encyclopedia of Composite Materials, Pergamon Press, 1989, pp. 165-173.

 

[23] Dewimille, B., and Burnsell, A. R., “Accelerated Aging of a Glass Fiber Reinforced Epoxy Resin in Water,” Composites, 1983, pp. 14-35.

 

[24] Dutta, P. K., “Tensile Strength of Unidirectional Fiber Composites at Low Temparatures,” Proceedings, Sixth Japan-U.S. Conference on Composite Materials, June, 1983, Orlando, pp. 782-792.

 

[25] Lord, H. W., and Dutta, P. K., “On the Design of Polymeric Composite Structures for Cold Region Applications,” Journal of Reinforced Plastics and Composites, Vol. 7, 1988, pp. 435-450.

 

[26] Larsson, F., “The Effect of Ultraviolet Light on Mechanical Properties of Kevlar 49 Composites,” Environmental Effects on Composite Materials, Technomic Publishings Co., 1988, pp. 132-135.

 

     ۲۷-  چکیده سخنرانی 12 مرداد ماه سال ۱۳۸۴ فصلنامه بتن ايران سال پنجم، شماره 18، تحت عنوان "نحوه محاسبه ظرفيت برشي اعضاي بتن مسلح تقويت شده با FRP توسط:مهندس سيدرضا دريابيگي.

۲۸-سايت انجمن بتن ايران

۲۹-با تشكر از شركت مهندسي كامپوزيت البرز (Iran Composite Network ) كه اطلاعات بسيار خوبي را در اختيار من نهاد .


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:9  توسط احسان بهشتی  | 

  از همسر مهربان و دلسوزم كه در اواخر دوران تحصيل پا به زندگيم نهاد و باعث شد تا كوشش و تلاشم را در امر تحصيل بيشتر كنم بسيار ممنون و متشكرم. 

همچنين از پدر و مادر عزيزم  كه همواره سعي كرده اند تا من به مدارج بالاتر راه پيدا كنم كمال تشكر را دارم. اميد دارم كه بتوانم تمامي اين زحمات را با ياري خداوند متعال به خوبي جبران كنم.

                       از همگي شما ممنونم 

                                                            احسان بهشتي  آبان ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:0  توسط احسان بهشتی  |